زمينى را آب كرده خود مسود اوراق مشاهده نمودم كه بعضى از آن كرمها در جوف يخ دو شبانه روز منجمد مانده بعد از آنكه از حرارت آفتاب يخ آب شد آن كرمها متحرك ميشدند و چون نيمهء اسفند ماه شد و علفهاى جو و گندم به قدر شبرى شدند آن كرمها بزرگ شده باندازهء كرم ابريشمى شروع نمودند به خوردن زراعت غله ، روزها بالمره در شكاف زمين و زير كلوخها [ 157 پ ] پنهان بودند و شامگاهان متفقا از ابتداى هرزمينى گرفته بدون آنكه يك سفال را وابگذارند از عرض هركردوئى نيم ذرع سرتاسر بهم متصل از روى خاك ميخوردند تا نهايت زمين بنوعى كه هيچ معلوم نبود كه اين زمين كشته بوده و به هيچ تدبير رفع آن كرم ممكن نبود و از كرم ابريشم بزرگتر شدند و برنگ سياه و مهيب ، و زراع به كلى چشم از محصول آن سال پوشيده - ميگفتند اگر اين كرم بعد از پرداختن غلات تخم بريزد در سالهاى بعد زراعت حدود كاشان بيهوده خواهد بود .
خلاصه غلهء گرمسير و محوطهء بلدهء كاشان را به كلى نپرداخته بودند كه آمدند جوقها از كلاغها سياه كه منقار و چنگال آنها سرخ بوده زياده از صد هزار و در هردشتى جوقى آمده منزل كردند و با سعى كامل از كلوخها و شكاف زمينها بالتمام آن كرم را قبل از آنكه تخم بريزند در آورده خوردند و بقيهء غله كه در گرمسير مانده بود با غلهء سردسيرات كه هنوز آفتى نديده بود در آن سال به حدى خوب شد كه تلافى آنچه خورده بودند شد و از زمينهاى [ 158 ر ] نيم خوردهء كرم بعضى كه مانده بود آب كردند و مجدد برومند شد و خوشه آورد . هرسفالى دو تا و سه تا خوشه آورد الى پنج در هفت كه بند خوشه يكى بود و اصل خوشه به چند
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٢٠٦