الى شصتم از صحرا به خانه ميآيد و هم دو سه آب بيشتر لازم ندارد و هم همان زمين جو را گرفته خاشاك انداخته صيفى از قبيل جوزق و تنباكو و ماش و غيره ميكارند ، پس به اين واسطه ملخ باصل شهرو گرمسيرات حاصل شتوى را ضرر نرساند ، چه ملخ در دو ماه اول بهار جنبش نميكند ، هر وقت بر حسب اتفاق ملخى آمده اگر جسته جسته قطعه زمين گندمى در شهرو گرمسير بوده متعرض گشته و صيفى كه كشته بودند ناچيز نموده ، ولى در بلوك سردسير كه هم جو و هم گندم تا اول تابستان و بعدتر سبز و در صحراست با ساير حبوبات از قبيل نخود و عدس و گاورس و غيره را اذيت مينمايد ، چنان كه مذكور شد .
و يكى ديگر از آفتهاى غله سن خوارگى است و آن جانورى است مانند كجولهء كوچكى ، هنگامى كه غله خوشه مىكند در اصل همان زمين متكون شده روز در شكافهاى زمين و در زير كلوخهاى بغل مرزوها پنهانند و چون شب شود از هرسفال گندمى ده بيست سن بالا آمده [ 157 ر ] شيرهء خوشهها و بند خوشهها را كشيده بالمره ناچيز كنند و چنان شود كه چون خرمن كنند هرخرمنى كه قابل بيست خروار گندم باشد سه خروار بيشتر عايد نشود آن هم فاسد و بد طعم و بىمصرف و اين آفت منحصر بگندم است ، اگر گاهى متعرض جو شود و در كاشان بسيار كم اتفاق افتاده است .
و تقريبا ده سال قبل آفتى رخ نمود كه هيچ پيرى خاطر نداشت و آن چنان بود كه در زمستان برف زيادى افتاد و كرمهاى بسيار كوچك از زمين متكون گشت و در زير كلوخهاى بغل مرزوهاى جو و گندم و شكاف زمينها پرورش يافته از برف و يخ زيانى نميديدند . چنان كه مكرر
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٢٠٥