تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
علت آن گوشت حيوان خون شاش « 1 » است به اين معنى كه بزوپازن بومى « 2 » در بعضى سالها بيشتر و بعضى سالها [ 153 پ ] كمتر مرضى پيدا ميكنند كه خون شاش ميشوند و تلف ميگردند ، لهذا قبل از ناچيز شدن ذبح نموده گوشتش را ميخورند . بعضى از خوردن آن گوشت خال ميزنند و به بريدن و داغ كردن جراحان علاج مىنمايند ، مگر آنكه گاهى آن خال در موضعى ظاهرمىشود كه علاج‌پذير نيست و جراحان عاجز شده هلاك مىكند . و اما و با - اين ناخوشى در ايران متداول نبود بلكه مردم كاشان اصلا اسمى از آن نشنيده بودند . پنجاه سال قبل در كاشان ظاهر شد و ثلث مردم را متعرض گرديد و ربع خلق را كشت و از آن سال الى حال در صفحات ايران گاه گاه ديده مىشود و در كاشان نيز اتفاق افتاده كه دو سال و سه سال در بهار و تابستان ظاهرشده است ، ولى اين اوقات اغلب را اطبا معالجه ميكنند و در دو سال قبل در بلوك و بلده از هفتاد و دو هزار نفر خلق تقريبا ده هزار نفس تلف شد . و اما سرمازدگى - هرسه چهار سال يك نوبت اتفاق افتاده و آن چنان است كه گاهى در كاشان و گرمسيرات واقع مىشود [ 154 ر ] و گاهى در سردسيرات و گاهى در هردو ، و علت آنست كه هرگاه ده روز قبل از عيد الى ده روز بعد از عيد كه درخت‌هاى شكوفه دار و غيره از قبيل
هامش
( 1 ) - بعضى گويند هرحيوانى كه به مرض خون شاش مبتلى شود قبل از هلاكت ماده اندرونش انتقال بظاهرجلد كند ، هركس گوشت موضع انتقال را بخورد خال زند ، از آن است كه بيست نفر كه گوشت يك حيوان خون شاش را ميخورند يك نفر حال مىزند . ( حاشيه ) ( 2 ) - حيوانات بومى دو صنف هستند يكى بزوتكه و بعبارت آخرى پازن ماده را بز گويند و نرينه را تكه يا پازن . و يكى ديگر ميش و قوچ ، مادينه را ميش گويند و نرينه را قوچ نامند . ( حاشيه )