و در مقابل كاخى ملوكانه سراپاى مطرز به طلا و لا جورد و ممرّد بجامهاى سنگ . از اينروى مشرف است به سر پوشيده و چشماندازش خيابان عريض چهار چمن و از آنجا الى مزارع و قراء على آباد و كله و ارمك و رهق كه شش ميل راه است و از آن سوى كه سمت مشرق است بصحن سرابستان و تريشهء گلستان [ 146 ر ] الى آخر و در جلو آن كاخ ايوانى رفيع كه يك ذرع شيبتر است و آن نيز يك پله مشرف است به تالارى ديگر كه طولش به قدر عرض سه قسمتى آن عمارت واقع شده و در پاى آن تالار بفاصلهء سه ذرع آبنما و آبى با كمال لطافت و صفا و در دو طرف آن نيز بفاصلهء دو ذرع درختهاى نارون با نهايت برومندى و آراستگى سر بر سر هم گذارده و از يمين و يسارش دو باغچهء بزرگ كه طول هريك به قدر نصف عرض باغ به آخر ميرسد دور تا دور هريك جا بر جا با نهايت نظم درختهاى سرو ، در فاصلهء سروها انواع گلهاى ريشهدار زمينى ، متن باغچهها يك فصل از چهار فصل سبز به ينجه و نعناع و در وسط آن دو باغچه هريك سه كرسى ياس و نسترين و در چهار گوشهء هريك چهار درخت بيد مجنون ، و در طرف غربى هريك در آن باغچه سراى راهرو پاى ديوار متصل بعمارت يك خيابانى مشجر بدرختهاى صنوبر و چنار كه از يك سوى براهرو تالار جنوبى منتهى شود و از اين سوى براهرو [ 146 پ ] درب مهمانخانهء شمالى متصل ميگردد و فاصلهء آن دو باغچه كه دهن عمارت مزبور است همه به سنگ فرش و در زير سايهء نارون در نظر واردين قطعهاى از بهشت برين است .
خلاصه اين جمله صحن سرا و مقدمة البستان ( كذا ) بود و چون از دو دوش آب نما يك پله به شيب آيى خيابانى است عريض و طويل عرضش به طول
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص١٩١