شش خيابان و يك قطعه تريشهء گلستان و دو قطعه نارستان و تاكستان است . در طبقه و مرتبهء اول و متن دو قطعهء نارستان و تاكستان به قدر نيم ذرع از كف خيابان و تريشهء گلستان [ 147 پ ] شيبتر است ولى سطح تريشهء گلستان مساوى كف خيابانهاست . اما وضع اشجار خيابانها : هر خيابانى را در دوش دو جوى است و در دو دوش هر جوى يك قطار درخت صنوبر و چنار - يك صنوبر و يك چنار - و بنوعى اين درختها بنظام ايستادهاند كه هركس به دهن خيابانها نظر كند در هرطرف جوئى يك درخت مشاهده نمايد و كل درختهائى كه در قطار آنها واقع شدهاند از كمال راستى و پيراستگى در يكديگر پنهان گشته و فاصلهء آنها به يكديگر كمتر از شش گره و در قطار درختهاى طرف خيابان ديگر درختى غرس نشده ، اما در قطار درختهاى آن لب جوى كه طرف گلستان است بفاصلهء دو ذرع درختهاى سيب سرخ نهاوندى يا سيب ترش كاغذى يا آلوبالو و گيلاس ميان درختهاى صنوبر و چنار غرس شده كه هنگام شكوفه بغايت با شكوه و در زير بار بسيار خوش نما و شاخسارشان بالطبع جمع و درهم است و در قطار درختهاى [ 148 ر ] آن لب جوى كه طرف قطعههاى نارستان و تاكستان است دو ذرع به دو ذرع يك درخت پيوندى به اصفهانى بارآورده و اما قطعات نارستان و تاكستان كه نيم ذرع شيبتر از سطح خيابانها واقع شده دور تا دورش در پاى سنگ چينهائى كه يك ذرع و نيم پشت جويهاى خيابانها از كف تاكستان و نارستان با كمال خوبى ساختهاند يك جوى گردش مىكند و در لب آن جوى درختهاى پيوندى هلوى محلاتى و سفال جارى « 1 » و الگ قمصرى جوزاغندى و شفتالوى سمرقندى و
هامش
( 1 ) - هلوى سفال جارى آنست كه در وقت سفال گندم جارش را ميزنند و ساير الك و هلو دو ماه ديرتر ميرسند . الك سفال جارى هم هست . ( حاشيه )