تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
را [ 120 پ ] برنگارد هر ورقى دفترى معرفت كردگار ، چه كه اين علمى است بغايت بزرگ و با طول و عرض و اين ضعيف سالهاى دراز از روى بصيرت در تحصيل آن روز گذاشته و همه مجهولات آن را ببراهين حسيه و دلايل طبيعيه معلوم ساخته و در فنون زراعت و فلاحت باقصى الغايات ارتقا جسته تا حدى كه هر وقت در دشت و كشت و باغات و اشجار ميگذرم بديدهء سر و ملاحظهء بصر و گوش هوش زبان حال نباتات و اشجار را ميشنوم و ميبينم كه ميگويد تشنه‌ام و يا گرسنه‌ام يا شاكر و شادابم يا بفلان مرض مريضم يا به به همان علت عليلم و ميدانم دواى هريك چه و مدعاى هريك كدام است . بلكه زبان جمادات را ميفهمم كه فلان زمين شور و محرور و كدام زمين سست و مبرود است و كدام خاشاك براى چه گياهى مطلوب است . ولى نظر به آنكه منظور از تدوين [ 121 ر ] اين اوراق كمال ايجاز و اختصار است مجملا معروض ميدارد : اولا بايد دانست آب و خاك و هواى كاشان چون از اقليم چهارم و عرضا و طولا از خط استوا و جزاير خالدات قريب بمركز حقيقى است زراعت و فلاحت و باغات و اشجار از هر جنس و نوعى بغايت خوب مىشود و زارع و ملاك كاشان هم از همه‌جا بهترند و در فنون زراعت استادترند و هم با بيل هم با گاو كشت و زرع مينمايند . و ثانيا بايد دانست كه زمين كاشان مطلقا چه بلده و چه بلوك چه گرمسير و چه سردسير چه ريگ بوم مانند على آباد و نوش آباد و آران و بيدگل و ابو زيد آباد و گز و خرم دشت و نصر آباد جيرويه و چه ريز استان مثل سردسيرات و چه خاك بوم مانند قراء و مزارع طسوج يزدل و نصر - آباد و راوند و طاهر آباد و مشكان و ساروق و مزارع آن حدود الى
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 159 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )