گويند كه همين اعراب ميش مست شهره كه الان در اين صحرا نظر به آنكه مرتع و علف چر بسيار مرغوبى است همه ساله اول پائيز مىآيند و يكصد و پنجاه سياه چادر برپا ميكنند و به قدر پنجاه هزار گوسفند و بيست هزار شتر خود را در آن صحرا چرا ميدهند و چون هفتاد روز از عيد نوروز بگذرد يكباره از آن قشلاق خانه و ما يحتاج خود را بر شتران باركش حمل كرده بجانب لار و لواسان كه ييلاق آنها است كوچ دهند . در قديم - الايام اجداد همين عرب ميش مست در همان قلعه و قصبه مسكن داشته و بعض از همان طايفه در لار و لواسان ساكن بودهاند . هنگام ييلاق شبانان و ساربانان گوسفندان و شتران را [ 105 پ ] به آن سوى كوچ داده و چون نوبت قشلاق شدى مراجعت نمودند . زمانى كه اشرف محمود افغان بتاخت و تاراج اين حدود آمد و قم و كاشان را با توابع و لواحق بالمره نهب و قتل و غارت نمود از جادهء قم و قاسم آباد كه از پاى همين قلعه عبور مىكند مغافصة هجوم آورده قريب بغروب آفتاب كه شتر و گوسفند آنها از صحرا بازگشت كرده بحوالى قلعه رسيده بودند دست بضبط و قبض آنها زدند . بزرگان و سركشان عرب به آن قلعه متحصن گشته در صدد منازعه و مرافعه و حفظ مال و عيال خود بر آمدند . از آنطرف چون شب رسيد و هوا تاريك گشت به اين انديشه كه طرف شمال آن قلعه پشتهها و ماهورهاى جلوگير شهره است و عبور و فرار از آن وانگهى در چنين شب تار متعذر و متعسر است لهذا سه بهره شده طرف جنوب « 1 » و طرف مشرق كه جهة كاشان و طرف مغرب كه جهت قم است بفاصلهء يك تير پرتاب اوتراق نمودند كه صبحگاه آن قلعه را با خاك
هامش
( 1 ) - سمت جنوب آن قلعه جلگهء شوراب است . ( حاشيه )