معلوم مىشود كه هريك شهر يا قصبهء بزرگى بوده و نظر به آنكه آن اوقات زمان ناامنى و تاخت و تاراج بوده ولايات و قصباتى كه در معبر عام مثل سن سن و دهنار واقع بودهاند ناچار و لاعلاج قلعهء محكم و حصين و منيع و مستحكم واجب بوده كه هنگام ضرورت گنجايش علوفه و آذوقهء يك ساله و اهل آن آبادى را داشته باشد و لاشك چنين قلعه زياد رفيع و متين بايد باشد كه از آسيب تاخت و تاز و شلتاق دست اندازان زمان كه فى الواقع مردم ايران مانند حشرات و سباع آكل و مأكول يك ديگر بودهاند و از شرّ همديگر دمى نمىآسودند [ در امان باشد ] .
و ديگر از قلاع مندرسهء محوطهء كاشان قلاع واقعه در قريهء شوراب است و چنان است كه چهار قلعهء محكم متين بنا كردهاند . يكى از همه كوچكتر است كه لب رودخانه واقع شده ، ولى نه همين است كه الان ديده مىشود بلكه اصل قلعه را عبد الله خان امين الدوله اصفهانى خراب كرده و بجايش مسجد و آبانبار ساخته [ 104 ر ] و اين كه هست خلوت و انبار آن بوده .
و يكى ديگر قلعهايست كه در نهايت دشت طهماسبى كه يكى از مزارع آنجا است بر روى تلى خاك بوم بنا كرده و چهار برج بزرگ در چهار گوشهء او ساخته و يك شاه برج رفيع در وسط آن بر افراخته كه به قدر پنج ذرع از ساير بروج بلندتر و چنان است كه هركس در پاى حصار آن قلعه نشيند همه آن جلگه و هموارى شوراب را از مزرعهء قلولو الى حسينآباد و دو شارع عام « 1 » كه يكى به طرف منزل پاى سنگان و ديگرى به قاسم آباد ميرود معاينه مينمايد و در جلو در آن قلعه بفاصلهء پنجاه
هامش
( 1 ) - اصل : عارم