حفظ از موشان صحرائى مملو از جو و گندم و ساير حبوبات كه بمرور ايام از آن [ 99 ر ] دشت به ذخيرهء زمستان اندوخته بودند و يكى ديگر را سرپوشى از طلاى احمر بر سر و اطرافش را از سقز و قير محكم ساخته چون درش را گشودند به قدر بيست هزار تومان زر مسكوك از سكههاى شاه كيخسرو بن كيكاوس بود . آن روز سفالهاى خرمن خود را بر روى آن ريخته شبانگاه آن نقد را برداشته ، از براى تقسيم كارشان بمنازعه كشيده پرده از روى كار سپرى شد . آخر الامر قرع السمع حاكم ولايت كه از قبل يكى از سلاطين صفويه منصوب بود گرديد . بالتمام مأخوذ و بخزانهء سلطنت مضبوط گشت كه گفتهاند : كل شىء يرجع الى اصله .
رودها جمله سوى دريا شوند * از دو تائى مرده و يكتا شوند
مع القصه چون قلعهء مزبوره را اسمى نبود به قلعهء مورچگان موسوم گشت و بكثرت استعمال قلعهء مورچانش گويند ، العهدة على القائلين و الحمد للّه رب العالمين .
و يكى ديگر از قلاع محوطهء كاشان قلعهء واقعه در هموارى فيما بين قريتين خزاق و يزدل است و از قرارى كه به نظر ميرسد از جمله بناهاى معتبرهء ملوكانه بوده ، ديگر از بنا و بانى [ 99 پ ] بهيچوجه اسم و اثرى مسموع نيفتاده .
و يكى ديگر از جمله قلعههاى مندرسه قلعهء واقعه در جلگهء زير نهر و اراضى درم است و آن نيز از بناهاى متين حصين بوده ولى بانى و زمان بناى آن معلوم نيست .