است بر سه فصل .
باب نوزدهم - در ذكر يهوديان و مجوسيان به قم و نواحى آن و مالى چند كه بر ايشان حوالت بوده است و رسوم آن و آنچه وارد شده در اين باب از آثار مرويه و سبب ترك كردن ترسايان و وطن ساختن به قم و نزول كردن در آنجا به اختلاف روايات ، و اين باب مشتمل است بر يك فصل .
باب بيستم - در ذكر بعضى از خاصهاى ( خصوصيات ) قم و ذكر بعضى از عجايب دنيا و عمرهاى پيغمبران عليهم السّلام و عدد ايشان و تمامى تواريخ روزگارها و سنين قرون و ملوك عرب و عجم و مختصر از اخبار ايشان و بعضى از اخبار امم از آدم عليه السّلام تا زمان هجرت رسول ما صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، و ذكر بعضى از سنن عرب و آداب و احكام و مناقب ايشان و بتهاى ايشان در ايام جاهليت با ذكر بعضى از روايات وارده در باب توحيد و ذكر خاصهاى قريش و بنى هاشم و مكه و مدينه و اخبار نادره از روايات شيعه و غير ايشان ، و اين باب مشتمل است بر پنج فصل .
* * * مطالعه اين پنج باب كه در سال 1313 شمسى به كوشش آقاى سيد جلال الدين تهرانى منتشر شده خواننده را به خوبى در جريان امر مىگذارد ، و كاملا پى به احاطه و سعى و كوشش و حوصلهء بىمانند يك دانشمند دينى هزار سال پيش در گردآوردن مطالب اين كتاب ، واقف مىسازد ، و افسوس مىخورد كه بقيهء ابواب اين كتاب نفيس مفقود شده و جامعهء شيعه از اين گنجينهء گرانقدر محروم گشته است .
قم مركز تشيع
شهر بزرگ قم از همان روزگار نخست كه به صورت يك شهر اسلامى درآمد ، مركز شيعه بود . تصلب آنها در ديندارى و دفاع از حريم تشيع و ابراز علاقه نسبت به ائمه اطهار و امامان عصر خود تا آنجا بوده كه خلفاى بنى عباس ، امراى غير شيعى به قم نمىفرستادند . و چون وقتى يكى از واليان سنى به قم آمد ، يك نفر به اسامى خلفا ابو بكر و عمر و عثمان در قم نيافت .
بهمينجهت مردم قم هميشه مورد بغض متعصبين عاله بودند . وجود علماى بزرگ و محدثين عالىمقام و شخصيتهاى مؤثرى كه از قم برخاستند و همه در تشيع ثابت و پابرجا بودند ، بيشتر بر كينه و دشمنى مخالفين مىافزود ، تا جايى كه محمد بن على بن