رودخانه پلى از سنگ بستهاند كه از روى آن از منيجان به كمندان آمد و رفت مىكنند . مردم قم اكثرا قبيلهاى از « مذحج » و گروهى از اشعريان مىباشند . از ايرانيان قديم ( زردشتىها ) نيز در قم سكونت دارند » .
سپس يعقوبى از دو نهر و دو كوه معروف و دوازده دهكده قم نام مىبرد و در پايان مىگويد « بيشتر آب آشاميدنى اهل قم از چاه است و از قم راههائى به رى و اصفهان و كرج و همدان منشعب مىگردد . » « 1 »
قم در ازمنهء قبل از اسلام
بهطورى كه مورخين مىنويسند قم داراى قدمت تاريخى است و قرنها پيش از ظهور اسلام بوده است ، بناى آن را به تهمورس پادشاه پيشدادى نسبت مىدهند و در كتابى كه از عهد ساسانى به خط پهلوى به نام « خسرو و كواذان وريذكى » ( يعنى خسرو و پسرةا . و غلامى ) باقى مانده ، و ثعالبى در « غرر اخبار ملوك الفرس » خلاصه آن را نقل كرده ، و مؤلف تاريخ قم نيز از آن استفاده كرده است ، از زعفران قمى و نزهتگاه قم سخن رفته است « 2 »
در شاهنامه فردوسى هم سه جا نام قم ذكر شده است كه حاكى از اشتهار آن در عهد ساسانيان توان بود . « 3 » به علاوه اسامى آسياها و دهكدهها و رودخانهها و پلها و آتشكدهء معروف آن كه در تاريخ قديم قم به تفصيل ذكر شده ، همه قرائنى است كه قدمت قم و سوابق تاريخى آن را روشن و مسلم مىسازد .
پس اين كه ياقوت حموى در « معجم البلدان » قم را از بلاد مستحدث اسلامى دانسته ، « 4 » و قزوينى « 5 » در « آثار البلاد » مىگويد : در زمان حجاج بن يوسف ثقفى بنا شده است ، « 6 » اصلى ندارد ، مگر اين كه گفته آنان را ناظر به عمران و آبادى و توسعه قم بعد از فتح آن به دست مسلمانان و زمان حجاج بدانيم .
هامش
( 1 ) - البدان ، چاپ نجف ، ص 38 .
( 2 ) - مقدمه رشيد ياسمى بر كتاب « راهنماى قم » .
( 3 ) - مقدمه ياسمى ، ولى چه خوب بود جاى آن را نشان مىداد .
( 4 ) - معجم البلدان ، در لفظ « قم » .
( 5 ) - آثار البلاد ، ترجمه فارسى ، ج 2 ، ص 233 .
( 6 ) -