هشتاد و هشت ( 1288 ) مرحوم شد .
راست گويم خنجر رستم مرا بهتر به پهلو * زانكه با منت ز كيكاوس خوردن نوشدارو
زخم نيش خار خرما بر دل من خوشتر آيد * صدهزاران باده با نوشيدن خرما ز راسو « 1 »
زين دنى طبعان چه خواهى رسم و آيين مروت * جهل باشد خواستن شيرين شكر ز مازو « 2 »
وفائى تفرشى
هاله
نامش آقا سيد محمود ، از اعزه سادات اين ديار است ، با آن كه طبعى قادر قاهر داشت به انديشهى صله كسى را در تمامت عمر مدح نكرد و به شغل علاقهبندى « 3 » از كدّ يمين خود معاش مىگذرانيد . در سنهء يكهزار و دويست و هفتاد و پنج ( 1275 ) با عيال خود به عتبات عاليات مشرف شده در آن جايگاه مرحوم شد .
كاش آن ماه پريچهره دگرباره درآيد * تا همه مجلسيان را غم ديرينه سرآيد
چون كه مار است ز پى يار به گلزار چه حاجت * باغبان گو كه در باغ برويم نگشايد
هجرى
از اهل اين ديار و به شيوهء زهد مشهور روزگار است . صاحب طبع موزون بوده .
ساقى اگرم مى ندهى مىميرم * ور ساغر مى ز كف نهى مىميرم
پيمانه هركه پر شود مىميرد * پيمانه من چو شد تهى مىميرم
هجرى تفرشى
هدايت
هامش
( 1 ) - راسو ، نام جانور پستاندار كوچكى است ( فرهنگ معين )
( 2 ) - از دهستان بخش كهنوج شهرستان جيرفت است ( فرهنگ معين )
( 3 ) - ابريشمكار - قيطانساز ( فرهنگ معين )