تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 148

مساهمون:

صقسم دوم ١٤٨
گريخته پناه با اصفهبد كرد بمقام دولت‌آباد ، براى حرمت علم و زهد آن قاضى برنشست قباى سياه اكسون پوشيد و كلاهى برسم آنكه بخراسان در آن وقت داشتند پيش برداشته قندز « 1 » سياه و اورهء « 2 » سياه نهاده ، تازيى سياه يكرنگ بلند بالا برنشسته و تا بموضع چاله رودبار پيش بازآمد و نگذاشت كه قاضى را از اسب فروآورند ، چون قاضى جبّه و هيكل شاه بديد و لباس او ، از هيبت قاضى را لرزه برافتاد و هرچه اصفهبد در ترحيب و تقريب او هزيز كلمه كرد جز آن نتوانست كرد كه سر بر زين كوهه مينهاد و چون گامى چند با شاه اسب راند بفرمود تا با شهر سارى برند و آنجا فروآورند و وظيفهء او روز بروز معيّن كرد و چندان الطاف و مكرمت و موهبت كرامت فرمود كه اندازهء آن پديد نبود تا منگلى تكز رسولان فرستاد بمصالح خويش و دل قاضى كوفى خوش فرمود كرد ، قاضى بر آن اعتماد كرد و منگلى تكز را سوگند داد و پيش شاه فرستاد كه عيال و اتباع من بنيشابورند و مرا بر ايشان دل قرار نميگيرد « 3 » ، شاه او را گفت اين انديشه مصلحت نيست ، من به جهت تو بفرستم و آن جماعت را با اينجا فرمايم آورد و مواضع لايق تو پديد كنم ، منگلى تكز تركى پاى ايستاده بود ، امروز كه تمكين فرونشستن يافته باشد جهان به چشم نبيند و خويشتن آدمى نو رسيده داند بر عهد و سوگند ترك چندان اعتماد نباشد كه چون تو مردى را بر آن تكيه شايد كرد اذا اعشبت فأنزل ، چون بما پيوستى آهستگى را كار فرماى تا ما كار تو سازيم ، * قاضى كوفى گفت : لا مردّ لقضاء اللّه ، شاه اجازت ارزانى دارد كه نصّ رسول عليه السّلام است : من قتل دون اهله فهو شهيد ، مرا بنيشابور اتباع و اعوان‌اند و منگلى تكز به من دست دراز نتواند كرد ، با نيشابور خواهم شد ، شاه در حقّ او فراوان نعمت فرمود و بازگردانيد ، چون آنجا رسيد ناگاه روزى منگلى تكز او را بياويخت « * » و اصحاب او چنان كه مهاجر و انصار مدينه عثمان را بدست اهل غوغا بازدادند و شيعت كوفه حسين ابن على را بكربلا او را بدست منگلى تكز دادند تا يكى ميگويد ، رباعيّه :
هامش
( 1 ) - قندز يعنى بيدستر يا سگ آبى كه پوست آن را در جامه‌ها به كار برند و در اينجا غرض همان پوست آن است . ( 2 ) - اوره يا ابره يعنى روى جامه . ( 3 ) - از سطر 14 ص 147 تا اينجا از ساير نسخ به غير از الف و ب افتاده . ( * ) قسمت بين دو ستاره در ساير نسخ به غير از الف و ب نيست .