تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 150

مساهمون:

صقسم دوم ١٥٠
آمد و گفت مگر سلطان طمع در خانهء من كرد و هم در مدّت امير رستم سابق الدّوله بكشواره پديد فرموده بود ، سلطان انگشترى نشان فرستاد كه با خدمت من آيد ، گرگان و دهستان به تو سپارم ، امير رستم سابق الدّوله نشانى با پيش شاه فرستاد با شفقت سلطان ، نوميدتر شد ، و اصفهبد نصرة الدّين محمّد كبود جامه هنوز نان از او داشت و بندهء او بود ، به دو فرمان نشت كه بهر علم و طريق كه دست دهد زردستان را گرفته دست بسته پيش ما فرستد و زنهار نكشد كه پدر او بر من حقوق دارد و مرا دل در بند اوست ، اصفهبد نصرة الدّين مهمان كرد و از جناشك بخانهء خويش برد و سرش برگرفت و پيش شاه فرستاد ، بمقام دولت‌آباد بر درگاه بياويختند ، يكى از شعرا ميگويد :
هر سر كه نه بر سر رضاى تو بود * بىتن سر او چون سر زردستان باد
و هم بر عقب آن پسر جمال الدّين علوى بگريخت بخوارزم رفت و شاه بر پدر او متغيّر شد و مرتبه و منزلت او نقصان گرفت و خدمتكاران او دعوى كردند كه خود او فرستاد و هواى سلطان عالم مىكند تا بهاء الدّين على وجيه شد كه دختر را بنام او كرده بود و پسر اين سيّد را بياورد و شاه او را و پدر او را بگرفت و مدّتها بقلعه داشت ، عاقبت عفو فرمود و خلاص داد ، سلطان چون خبر قتل سراج الدّين بشنيد بولايت كبود جامه آمد و جمله ولايت را بفرمود سوخت و او با قلعهء همايون شد ، سلطان سوگند خورد كه تا او را به زير نيارم از اينجا نروم ، بعد ماهى نصرت الدّين محمّد كبود جامه با تيغ و كفن از قلعه به زير آمد و در سنب اسب سلطان افتاد ، او را برفرمود گرفت و نواخت و تشريف داد و با ولايت فرستاد و ساز خويش كرد « * » و به خدمت سلطان بخوارزم شد و از آنجا اجازت يافت ، با خانه آمد و خصومت و كفران نعمت شاه اردشير پيش گرفت و هرروز بنوعى ديگر و شيوهء سعايت و غمز نبشتى كه شاه رسول بغور و غزنين ميفرستد و با سلطانشاه ساخته و ملاطفه‌هاى اصفهبد بگرفت بمخالفت سلطان و به حضرت فرستاد ، و چون هزارسف و جليل مدّتى برى بماندند هردو برادر پنهان بكجو آمدند و جليل آنجا متوارى بود و هزارسف بآمل آمد ، ناگاه پيش شاه بمقام تنير خبر بردند كه امير استندار هزارسف براى امان از در خانه بازآمد ، شاه را خوش آمد و او را بنواخت و
هامش
( * ) از اينجا تا سطر 19 صفحهء 153 كه بعلامت ستاره نموده شده از ساير نسخ به غير از الف و ب ساقط است .