تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 121

مساهمون:

صقسم دوم ١٢١
زرّين عود و عنبر و زعفران سوختندى و اگر يكى از حريفان به قضاى حاجت برخاستى فرّاش كمر خدمت بسته بشرايط آن قيام نمودى ، و هيچ‌كس از مجلس شراب بىاجازت شهنشاه با وثاق نتوانستى شد و چون رفتى هر نقل و نبيد كه پيش او نهاده بودى با او ببردندى و اگر گفتى بوثاق حريف دارم شراب سلّار بىاستطلاع درخور حريف نقل و نبيد و گوسفند پروانه نبشتى و شراب‌داران حاصل كرده با او سپردندى و شبها بودى كه بغراره حريفان را سيمينه‌ها و زرّينه بخشيدى و هيچ‌شب نبود تا هزار و دو هزار و ديها و مستغلّات بصلات نفرمودى و چون نشاط خواب و استراحت داشتى دو شاهنامه خوان پس تتق بنوبت تا روز بآواز خوش شاهنامه ميخواندند ، اگر او خفته بودى و اگر بيدار برقرار ايشان به خواندن مشغول بودندى ، و هرگز او را صبح نيافته باشد خفته بمستى و هشيارى ، پيش از صبح برخاستى و بگرمابه شدى و غسل فرمودى و جامهء نو پوشيدى و خويشتن را و لباس را معطّر و معنبر كرده بخوابگاه اداى مكتوبه گزاردى و جزوى از قرآن خواندى ، اسبان زين كرده بميدان داشتند آن را كه خواست نشست بفرمودى تا بدر خوابگاه بياورند ، كه قصر چنان ساخته بودند ، و برنشستى ، اگر برياضت شدى بر حوالى ميدان امّا تير پرتابى چند هميشه سى سر اسب خاصّ را ساخت برافگنده و ده استر را جوشن‌ها بسته و سى خروار موكب استرى از داروخانه و شراب‌خانه و آب و جامه‌خانه و غاژفدان « 1 » و تخت و آلت آن با او بردندى و پنجاه نفر غلام سرايى با سلاح برنشستى و اگر آهنگ پيكار كردى صد اسب از تازى و يكدش « 2 » زين كردندى تا حريفان شكار بر اسبان او نشينند ، و اگر بنشاط گوى مشغول خواستى بود صد و پنجاه اسب چوگانى بميدان زين كرده با سر آخوران بياوردندى تا هركه گوى بچوگان گيرد بر اسب او نشيند ، و بهر چهار حدّ ميدان شرابدار بر موكب با قدح شراب استاده بودى تا اگر يكى را تشنگى غالب شود آنجا گرايد و شربت خورد ، و جامهء گوى اصفهبد بخلاف ديگر جامه‌ها بودى ، قباى تنگ پوشيدى و كلاه را سربند بستى و كمر مرصّع با لوحهاى يشم قل هو اللّه و يس نبشته بستى و چون فارغ شدى از تماشاى ميدان بگرمابه شدى و آن قبا و كلاه ببخشيدى ، و هروقت كه او پاى در ركاب
هامش
( 1 ) - كذا در الف ، در ب : غاژقدان ، مقصود از اين كلمه معلوم نشد . ( 2 ) - يكدش يعنى اسبى يا غلامى كه مادر آن از نژادى و پدر آن از نژادى ديگر باشد .
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 121 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب