تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 94

مساهمون:

صقسم دوم ٩٤
نكاح كرد و بعد از آن وفات يافت آن زن ، ويتاق گفتند تركى از جملهء جيلان امير اجلّ به خدمت اصفهبد آمد و اصفهبد بعد سنجر و محمود خان گرگان با تصرّف خويش گرفته بود و جاجرم هم بگرفت و برياست و ايالت گرگان امير ابراهيم ترجى را كه وزير او بود مجاهد الدّين لقب فرستاد و بجاجرم شولك گفتند نجم الدّين لقب را پديد كرده و يوسف عليان نقيب شاه معويه را با پسرانى آنجا كوتوال كرده . « 1 »

ذكر رفتن اصفهبد بخراسان

و چون از اين كارها فارغ شد و غزان جملهء خراسان بگرفتند طوطى بيك و قرقود و سنجر مهتر و سرور و پادشاه غزان بودند پيش او رسولان فرستادند بمقام و روزآباد بديه نوخندق به خدمت او رسيدند از هر امير رسولى ، و پيغام آوردند كه سنجر دشمن تو بود او را گرفتيم با ما عهد كند تا از عراق هرچه مستخلص كنيم ترا پديد كنيم و به تو سپاريم بهريك دينار دو دانگ بما دهد و از خراسان چهار دانگ ما را باشد و دو دانگ ترا ، اصفهبد به حكم آنكه خوارزمشاه بزرگ اتسز دوست او بود و به دو نوشته بود كه با ما موافقت كند و مدد فرستد تا برويم و سلطان را از بند ايشان بيرون آوريم و نسخت آن نبشته هنوز بكتاب أبكار الأفكار رشيد الدّين وطواط نوشته است ، بسخن غزان و رسول ايشان التفات نكرد و حشم جمع كرد سى و اند هزار از سوار و پياده از اين جمله هشت هزار پياده از شوزيلداشت « 2 » و كولا بودند و اگر هريك خواهيم نبشت درازى دارد ، تا غزان از نيشابور كوچ كردند كه بدهستان آيند و اصفهبد گرگان بيتاق داده بود و هم در آن مدّت آوازه افتاد كه خوارزمشاه بزرگ اتسز بمقام هزارسف فرمان يافت سى فرسنگ از آن جانب خوارزم « 3 » ، اصفهبد با جملهء حشم از گيل و ديلم و رويان و لارجان و كبود جامه و يتاق و حشم دماوند و قصران و مردان قزوين روى بدهستان نهاد و بدان اميد كه غزا خواهيم كرد ، بسيار از رندان و زورآزمايان و عيّاران آمل و سارى و آرم و حدود پنجاه‌هزار و استراباد با حشم به راه افتادند و چون بهمديگر رسيدند غزان پيش اصفهبد فرستادند ما را بگذار باز پس رويم نيشابور و آن حدود به تو ميسپاريم ، اصفهبد نشنيد و گفت من بنيّت غزو و جهاد آمدم صلح روا ندام ، تا باهم مصاف دادند و يتاق و كبود جامه با حشم
هامش
( 1 ) - كذا در الف و در ب اين جمله نيست . ( 2 ) - كذا در الف در ب : شورزيل داشت . ( 3 ) - وفات اتسز خوارزمشاه باتّفاق مورّخين در روز نهم جمادى الاخرى سال 551 در ولايت قوچان حاليّه در خراسان اتّفاق افتاده نه در هزار اسب خوارزم .