تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 4

مساهمون:

صقسم دوم ٤
كردند اسبى بود در آن ميان سياه بغايت نيكو كه از بخارا فرستاده بودند ، فرمود تا زين كردند و سوار شد ، چون پارهء راه براند سخن منجّم با ياد آمد ، سخت برنجيد بازگرديد تا بلشكرگاه بازآيد از قضا گرازى از ميان نى بيرون دويد و با او مقابل افتاد چنان كه شكم اسب پاره كرد ، وشمگير از اسب درافتاد و از بينى و چشم و گوش او خون روان شد تا فرمان حقّ [ درو ] رسيد ، در محرّم سنهء سبع و خمسين و ثلثمايه وفات كرد .

ذكر فرزندان او و احوال تسلط قابوس در طبرستان

او را دو پسر بودند بزرگترين بهستون و [ كهترين ] قابوس ، در اين وقت بهستون در طبرستان بود و قابوس با پدر همراه ، بزرگان با قابوس بيعت كردند و ابو الحسن محمّد بن ابراهيم سيمجور تقويت كرد ، بهستون چون در طبرستان اين خبر بشنيد بگرگان آمد و با ابو الحسن محمّد بن ابراهيم سيمجور ملاقات كرد ، ديد كه ابو الحسن در تقويت قابوس بيشتر ميكوشد ، دانست كه اين قصّه بجايى نخواهد رسيد ، اجازت ستاند و بطبرستان شد و كس بركن الدّوله فرستاد و بخلاف لشكر خراسان او را طاعت نمود و برى رفت تا شمس المعالى قابوس بن وشمگير بمظاهرت و معاونت ابو الحسن محمّد بن ابراهيم در گرگان متمكّن شد و روز بروز قوّت زياده ميكرد و با مردم طبرستان كرم و مروّت و احسان و فتوّت ميفرمود و هريكى را اقطاع و ادرار بيفزود و اصفهبد رستم بن شروين بن شهريار باوند خال او بود ، با جملهء اكابر و معارف طبرستان نزد قابوس آمد و كمر اطاعت ببستند و ملك طبرستان او را مسلّم شد و ركن الدّوله در بيست و پنجم محرّم سنه ستّ و ستّين و ثلثمايه وفات يافت .

احوال شمس المعالى با فرزندان ركن الدوله

پس از ركن الدّوله عضد الدّوله ابو شجاع فنا خسرو بفارس بود و مؤيّد الدّوله با او همراه كه مادر ايشان هردو دختر حسن فيروزان بود پسر عمّ ماكان بن كاكى و فخر الدّوله در همدان بود تا ميان ايشان خلاف ظاهر شد ، قابوس در طبرستان تمكّن يافت و قوّت زياده كرد ، عضد الدّوله و مؤيّد الدّوله لشكر جمع كرده بهمدان آمدند ، فخر الدّوله را طاقت مقاومت نبود ، بگريخت و به راه طبرستان بشمس المعالى التجا كرد ، شمس المعالى قابوس مقدم او را عزيز داشت و احترام لازم كرد ، عضد الدّوله و مؤيّد الدّوله بقابوس
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 4 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب