تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
اصفهبد بادوسبان حسن زيد را فرمود كه تو البتّه از چمنو پيشتر نتوانى شد تا بدانيم كه سليمان عبد اللّه چه تدبير سازد ، در همان نزديكى سليمان با لشكرى آراسته بسارى رسيد و حسن زيد بمحمّد بن ابراهيم و محمّد حمزه فرستاد كه حشم آمل و مامطير را بياورد ، همه بچمنو رسيدند و سليمان بليجم لشكرگاه ساخته بود ، بتمشكى دشت هردو لشكر بهم افتادند ، حسن زيد منهزم آمد و مردم او در بيشه‌ها پراگنده گشته بودند ، احمد بن محمّد بن اوس بطلب عزيمتيان در بيشه‌ها مىگرديد ، اصحاب حسن زيد او را دريافتند و زوبينى بر پشت او زده چنان كه در حال جان بداد و حسن زيد آن روز بر سر پل ايستاده لشكر خويش را گذرانيد چندان شجاعت نمود كه عبرت گرفتند و بسبب كشته شدن احمد بن محمّد بن اوس آن فتح بر سليمان منغّص شد و بآمل اراجيف افتاد ، و سيّد حسن با اوفر آمد و سليمان با تالانبمان « 1 » ، و محمّد بن اوس بدنبال كلاريان بيامد و به راه اوفر كمين كرد و بسيارى از ايشان كشت و اصفهبد با دوسبان و مصمغان بديگر راه كمين ساخته بودند تا محمّد بن اوس بوقت بازگشت بديشان باز خورد ، اصحاب او را بكشتند و سنگى بر سر او آمده و حسن زيد چون دانست مقاومت نميتواند كرد با فنه بن ونداوميد و خورشيد بن جسنف به راه بالامين باز ايستاد و هزيمت بشب بآمل آورد وقت صبح هم برفور از آمل بيرون افتاد ، تا بچالوس نرسيدند فرونيامدند ، و لشكر سليمان درين هزيمت بدنبال آمده بسيارى را از قوم او گرفته و كشته بودند « 2 » تا جايى « 3 » بن لشكرستان كه معروفتر اتباع او بود جامه در تن نداشت چون بشالوس فروآمدند ده هزار رهم حاصل كرده آمد و جامه‌ها ساخته ، و سليمان بن عبد اللّه با بزرگان خراسان و پيادگان اصفهبد ملك الجبال قارن بن شهريار بآمل آمد ، حسن زيد بگيلان و ديلمان فرستاد و مدد خواست و درهم قبول كرد ، اند هزار مرد از ابناء دعوت او بيامدند جنگ را ساخته ، از چالوس لشكر بخواجك « 4 » آورد و سليمان آگاه گشت از آمل بپايدشت آمد و معسكر كرد ، حسن زيد بلاويج « 5 » رود آمد و مشورت طلبيد از ياران خويش ، ديالم گفتند اينجايگاه نيكوست ما را دستورى ده تا اوّل بر پيادگان اصفهبد قارن زنيم و ايشان را برداريم كه درين موضع چون پياده شكسته شود سوار هيچ بدست ندارد
هامش
( 1 ) - در الف ، ساير نسخ : تالامبان ( 2 ) - ج اضافه دارد : « و تالان كردند » ( 3 ) - كذا در الف ولى بدون نقطهء يا اوّل در ب : جائى ، ج : حالى ( 4 ) - در الف : بچقاجك ( 5 ) - ب : بلافيج رود
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 234 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب