تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
چون آنجا شد و مال حاصل كرد ونداسفان بيامد و بزوبين او را بكشت ، چهل مرد كه با او بودند بگريختند پيش عبد اللّه آمده و معلوم گردانيده ، واقعهء حال پيش خليفه نبشت و بر اثر آن آوازه افتاد كه خليفه بعراق رسيد ، او نيز بعد سه روز با سارى آمد و از سارى برى شد ، خليفه آنجا بود قاضى ابو البحترى و عبّاس بن زفر و محمّد بن الفضل و صالح بن شيخ عميره با سيصد سوار و خادمى خاص پيش اصفهبد شروين و ونداد هرمزد فرستاد تا از طاعت ايشان معلوم كنند و بپانزده روز باز آيند ، چون پيش اصفهبد شروين و ونداد هرمزد آمدند در تعهّد و مراعات آن جماعت بغايت رسانيدند و انواع خدمت و تحصيل رضا تقديم داشته تا چون به حضرت شدند عرض داشتند آنچه ونداسفان كرد بىاشارت و مشورت ايشان بود و او خود خلاف ونداد هرمزد است و در وعاصى ، خليفه چون اين سخن بشنيد از شهر رى كوچ كرد و بيك منزلى رى بديه ارنبو معسكر ساخت و پيش اصفهبد شروين و ونداد هرمزد مثال فرمود نبشت كه به خدمت آيند ، ايشان بجواب نبشتند ما در طاعت و وفاى خدمت امير المؤمنين ميباشيم امّا ما را گرو بفرستد تا امانى باشد آن وقت بياييم ، خليفه خشم گرفت و گفت مسلمانان را بگرو گبرگان چگونه دهم ابو البحترى و هرثمة بن اعين و ابو الوّضاح را كه صاحب بريد بود پيش اصفهبد شروين و ونداد هرمزد فرستاد كه يا به خدمت آيند و اگرنه حرب را بسازند ، بزرگان خليفه بويمه رسيدند و پيش اصفهبد شروين بپايان قلعهء كوزا و پيش ونداد هرمزد بلفور فرستادند كه اينجا آيند پيش ما ، ونداد هرمزد برفت و اصفهبد شروين گفت من رنجورم نتوانم آمد ، چون قاصد بديشان رسيد ونداد هرمزد بزرگان خليفه را گفت هرحكم بر اصفهبد شروين فرمايند من منقادم و عهدهء آن ، تا هرثمة بن اعين با نعيم بن خازم قرار نهاد كه ما چون بهم جمع شويم از ميان ما بيرون شود و از پس قفا او را شمشيرى بسر فروگذارد كه خليفه جز بكشتن او راضى نباشد ، چون ونداد هرمزد در ميان ايشان شد نعيم خواست فراتر آيد و ترتيب زخم زدن كند ، اصفهبد ونداد هرمزد عظيم هوشيار و متيقّظ بود ، عنان باز كشيد و گفت ترا برقرار بايد بود ، اصحاب عذر خواستند و نعيم را با ميان آورده و بعهد و سوگند و ندا هرمزد را پيش خليفه برده ، مدّتى آنجا بماند چنان كه ذكر رفت تا هرون خواست ازو بعضى املاك بخرد جواب باز داد و نفروخت ، گفتند اگر امير المؤمنين ازو بصلت خواهد به تو