« 1 » معارف طبرستان
عبد الله [ بن ] الحسين بن سهل المعروف بتاجى دوير
، يگانهء روزگار خويش بود ، هرسال دويست هزار دينار محصول ضياع او ، ميگويند شبى بآمل اصحاب مجلس اصفهبد پيش او شدند بنقلانه ، بخلاف صرّههاى زر ، پانصد تا جامهء ابريشمين بخشيد و بيست هزار دينار بر املاك چك بنشست ، وقتى اصفهبد با دوسپان كه مخدوم او بود باشكار شد ، متظلّمان بر او افتادند ، گفت شما طلب كدام كس ميكنيد ، گفتند طلب اصفهبد تا حال خويش عرض داريم ، گفت اگر آن اصفهبد ميبايد كه پادشاه و حاكم است و مال و غلامان و حشم و موكب دارد و حشمت و عيش خوش بآمل تاجى دويرست و اگر آن ميجوييد كه شب و روز با باز و يوز و سگ باشد منم .
ابو اسحق ابراهيم بن المرزبان
، بيشتر راهها و پولهاى طبرستان و رويان از خاصّ مال خويش او فرمود .
و محمد بن موسى بن حفص
، هر روز وظيفهء مطبخ او بآمل هزار دينار بود و هزار تن را بمال خويش بمكّه برد ، و همهء راه خوان نهاد و در ميان باديه ماهى تازه و تره از طبرستان برده بر خوان نهاد .
و ابو صدرى « 2 » هرون بن على الآملى
، بر همين سنّت بمكّه رفت .
و علىّ بن هشام الآملى
، بأيّام عبد اللّه المأمون بمكّه رفت هرروز بباديه منادى فرمودندى كه : حىّ على غذاء الأمير ، معروف و مجهول بخوان او نشستندى ، مأمون بفرمود تا ببغداد او را تره و هيزم نفروشند ، كاغذ ميخريدند و بعوض هيزم ميسوختند و حرير سبز پاره كرده بجاى تره بر خوان مينهادند .
و سهل بن المرزبان
، گفتند لارجان داشتى ، پيش از او بزمستان و تابستان بدين راه كه اكنون ميشوند گذر نبود ، جمله بريده و جان پوشها و رباطها او كرد و آن راه ايمن گردانيد .
علماى طبرستان
محمد بن جرير الطبرى
، مؤلّف كتاب الذّيل و المذيّل ، و كتاب تفسير القرآن
هامش
( 1 ) - از اينجا ببعد را ديگر الف دارد
( 2 ) - ج و ساير نسخ : ابو صادق ب : در سيارق ( ؟ )