تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
شوشتر و آن پيرامون‌ها گرديد . چه خواهيم ديد كه اين شكافتن بند ميزان چه آسيب‌هائى به آبادى شوشتر رسانيد نويسنده تذكره مىگويد : جمعى از معمرين و مردمان هوشمند او را از شكافتن ( بند ميزان منع نموده‌اند او همچنان بر عزيمت خود اصرار نمود ) . بارى فتحعلى خان پلى را كه مىخواست در دوازده سال به انجام رسانيد . پلى داراى 44 چشمه بزرگ و 43 چشمه كوچك كه خود يكى از با شكوه‌ترين بنيادهاى تاريخى بايد شمرد و اين پل برپا و گذرگاه كاروانيان بود تا در بهار 1103 قمرى كه سيل بخشى از شادروان شاپور را كه خود پايگاه پل مىباشد از بن بركنده ناگزير مقدارى از چشمه‌هاى پل را نيز برانداخت . اما رخنه بند ميزان فتحعلى خان پيش از آنكه بستن آن را به انجام برساند در سال 1106 به فرمان شاه حسين به اصفهان رفته منصب قولر آقاسىگرى يافت در همان سال سيل بنيادكنى آمده آن رخنه را هر چه فراخ‌تر ساخت و آب از جوى داريان افتاده روستاى مياناب كه كشتزار مردم شوشتر و داراى بسى آبادىها بود بىآب ماند آبادىها روى به ويرانى نهاد . نيز در پايين‌تر از بند ميزان بر كنار شهر بندى بنام بند مقام بوده و اين بند را براى آن ساخته بودند كه آب را چند ذرع بالا بياورد تا مردم بتوانند « 1 » با چرخاب آب بالا كشيده به شهر روان سازند يا باغ‌هايى پديد آورند و در كنار اين بند در اين سوى و آنسوى رود چرخاب‌هاى بسيارى به كار گزارده بودند كه آب براى شهر مىكشيدند و باغ‌هايى در آن نزديكىها آباد ساخته بودند . پس از شكستن بند ميزان كه آب در دودانگه انبوه گرديده اين
هامش
( 1 ) . رود دودانگه بيش از بيست ذرع گودتر از شهر مىباشد و اين است كه بىبند بالا آوردن آب با چرخاب سخت دشوار مىباشد .