چهاردانگه و ديگرى را دودانگه خواندهاند . زيرا آب آن نزديك به دو برابر آب اين مىباشد در حالى كه پيش از آن زمان آب اين ديگرى بيشتر از آن يكى بوده چنان كه اين سخن را گفتهايم .
بهر حال زمان پديد آوردن اين بند و نام پديدآورنده آن دانسته نيست . جز اينكه على يزدى در ظفرنامه كه سفر تيمور لنگ را به خوزستان نوشته دو شاخه كارون را با نامهاى چهاردانگه و دودانگه ياد مىكند و از اينجا پيداست كه بند ميزان پيش از آن ساخته شده است .
تا اينجا آنچه خواستيم از چگونگى رود كارون در نزديكى شوشتر و از بنيادهاى بزرگ تاريخى آن ياد كرديم و اين سخنها را از آن جهت نگاشتيم كه در جاى ديگر نگاشته نشده و ما براى گفتگو كردن از داستان پلسازى فتحعلى خان و داستانهاى ديگر كه جز اين تاريخ است به دانستن آنها نيازمند بوديم . كنون بر سر سخن خود مىرويم .
ساخت فتحعلى خان پل شوشتر را
از آنچه كه گفتيم دانسته شد كه شوشتر را از سه سوى شمال و شرق و غرب آب فراگرفته و چنان كه در نقشه پيداست كسانى كه از راه بختيارى به خوزستان مىرسند اگر بخواهند به شوشتر درآيند رود شتيت در جلو آنان نهاده كه بايد از آن رود بگذرند . نيز كسانى كه از شوشتر روانه بختيارى يا دزفول و لرستان مىشوند ناگزيراند كه از آن رود گذر نمايند .
آنچه از تاريخها پيداست در زمانهاى باستان و در قرنهاى نخستين اسلامى پل بر روى اين رود نبوده و كاروانيان با كشتى يا كلك