پيشاپيش آنجوى بنياد نهاده و مقصودشان آن بوده كه به دستيارى آن آب را بالا آورده بسوى مسرقان برگردانند .
ولى چنان كه گفتيم تاكنون بندى هم در دهنه خود مسرقان برپاست كه بند ميزان ناميده مىشود و اين بنياد اگرچه يادگار محمد على ميرزاى دولتشاه پسر فتحعلى شاه است ولى ما مىدانيم كه قرنها پيش از آن بندى در آنجا برپا بوده و چون شكسته شده دولت شاه آن را دوباره ساخته چنان كه تاريخ اين داستان را با شرح خواهيم آورد .
مقصود دانستن آن است كه آيا اين بند از كى بنياد يافته است و مقصود از اين چه بوده ؟ بايد دانست كه در اين باره هيچگونه خبرى از كتابها بدست نمىآيد و اين يقين است كه آن بند را بسيار ديرتر از زمان كندن مسرقان و بستن بند شادروان پديد آوردهاند . چه در آن زمان نيازى به چنين بندى نبوده .
گويا پس از كندن جوى مسرقان از نرمى كه خاك خوزستان دارد در اينجا نيز رفتهرفته انجوى ژرفتر گرديده و آب به آنجا بيشتر روان مىشد . و اين كار دو زيان داشته : يكى آنكه در شاخه دجيل يا شتيت چنان كه امروز مىنامند كمتر گرديده و به آن جوىهايى كه در نزديكى شهر اهواز و در ديگر نقطهها از آن شاخه جدا كرده بودهاند جدا نمىنشسته . ديگرى آنكه جوى داريان ياد شتوا كه نام آن را برده و گفتيم در نقطه جداگانه شتيت و گرگر درآورده شده كه آب به ميان شهر و به زمينهاى ميناب برده شود از آب تهى مىشده .
از اين جهت ناچار شدهاند كه دهنه مسرقان نيز بندى بسازند چنان كه در دهنه دجيل بندى هست تا آب به هر شاخهاى از روى اندازه روان باشد . گويا از همين جهت است كه يك شاخه را
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٩٠