تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
مىشود . من از عسكر مكرم تا به اهواز بر روى آب سفر كردم . دورى دو شهر از هم دو فرسخ است كه شش فرسخ آن را بر روى آب رفته سپس از كشتى بيرون آمده بازمانده را با پاى از ميان رود پيمودم . زيرا اين بازمانده همه خشك است . پسر حوقل نيز همان عبارت را بىكم و بيش تكرار كرده است « 1 » از اين نوشته پيداست كه در نيمه نخستين قرن چهارم هجرت مسرقان اينحال را داشته كه بخش انبوه آب از آن جوى كنده شده در نزديكى عسكر مكرم به شاخه دجيل مىپيوسته و جز بخش اندكى از جوى ديرين روان نمىشده و اين اندازه هم به مصرف آبيارى باغها تا شش فرسخى لشكر مكرم مىرسيده « 2 » و از شش فرسخ بيشتر نمىرفته و اين است كه جوى از دو فرسخ مانده به شهر اهواز تا آخر آن خشك بوده . اينحال مسرقان در نيمه نخست قرن چهارم بوده و از روى سنجش آن بايستى بگوييم سپس رفته رفته آب از جوى ديرين هر چه اندك‌تر
هامش
( 1 ) . از شگفتيهاست كه ابن حوقل كه به فاصله اندكى از استخرى بگردش برخاسته در بسيار جاها همان عبارتهاى استخرى را مىآورد و از اينجا اعتبار گفته‌هاى ابن حوقل بسيار اندك است و مىتوان گفت كه به خوزستان نرفته و به دزديدن نوشته‌هاى استخرى بسنده كرده . ( 2 ) . استخرى و ابن حوقل هر دو نوشته‌اند كه هر چه آب بجوى ديرين در مىآمد ، به مصرف آبيارى باغها مىرسيده و اين است كه پس از شش فرسخ به خشكى مىانجاميده از شگفتىهاست كه ابن حوقل چون كمى آب را در اين جوى و خشكى آن را مىنويسد مىگويد : چون اين هنگام آخر ماه بود و ماه رو به كاستن داشت آب به جهت جزر و مد كم گرديده همگى جوى را پر نمىكردند زيرا جزر و مد با فزونى كم و بيش مىشود . اين سخن ياوه و بىمعنى و خود دليل است كه ابن حوقل خوزستان را نديده و عبارت‌هاى استخرى را دزديده است .