تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
رسيده از بيرون كنار شرقى آن راه پيموده از زير پل معروف « اريك » كه بر سر راه اهواز برامهرمز نهاده و پل بسيار معروفى بوده گذشته سرانجام در دهنه جداگانه به دريا مىريخته است . چنان كه گفته‌ايم اكنون شاخه گرگر ( يا مسرقان ) كوچكتر از شاخه شتيت ( يا دجيل چنان كه در زمانهاى پيشين ناميده مىشده ) مىباشد و اينست كه آن چهاردانگه مىخوانند . ولى در قرنهاى پيشين كه گفتيم مسرقان جداگانه به دريا مىريخته هم اين رود بزرگتر از دجيل بوده و آب بيشتر از آن داشته و چون انبوه آب او به مصرف كشت و كار مىرسيده و كنارهاى آن از شوشتر تا دريا سبز خرم بوده ولى دجيل تا اين اندازه به مصرف آبادى زمينها نمىرسيده از اينجا نام او مشهورتر از دجيل بوده . « 1 » استخرى كه در آغاز قرن چهارم خوزستان را ديده چنين مىنويسد « خوزستان با آن آبادى كه دارد سراسر جائى آبادتر و پر بارتر از روستاى مسرقان نيست . ) اگر نوشته برخى مؤلفان را استوار دانسته بنياد نهادن بند اهواز را نيز از اردشير بابكان بدانيم « 2 » چنان كه كندن مسرقان را از او دانستيم بايد
هامش
( 1 ) . در بندهش پهلوى كه نام رودهاى ايران را مىشمارد دجيل يا كارون را با نام مسرقان ياد مىكند . ( 2 ) . در جاى ديگر از شهر اهواز و تاريخچه آن سخن خواهيم راند آبادى آن شهر بسته به بودن بند بود ، چنان كه پس از شكستن بند ويران گرديده پس باور كردنى نيست كه بند را اردشير بنياد نهاده باشد مگر بگويم آبادى شهر نيز از زمان او آغاز شده در حالى كه آبادى شهر را از زمانهاى باستان‌تر مىنگارند ، شايد اردشير بند را آبادتر و استوارتر گردانيده
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 85 | احمد كسروى تبريزى