تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
مياناب روان مىگرديد و مايه آبادى آن زمين‌ها بوده ولى اكنون جز در زمستان و بهار آب به مياناب نمىرسد . اين است نمايش امروزى كارون و بنيادهاى آن در بالاسر شوشتر كه ما با جمال ستوديم . كنون تاريخچه آن بنيادها را بسراييم و براى آنكه درست از عهده سخن برآييم برمىگرديم به زمان‌هايى كه از اين بنيادها نشانى نبوده و رود به حال خود روان مىگرديده . نخست بايد دانست كه شهر شوشتر بر روى تخته سنگى نهاده كه سراسر زمين آن جز سنگ يك لختى نيست . ولى سنگ نرمى كه كلنگ بر آن كار مىكند و اين است كه در هر خانه‌اى آن را شكافته و زيرزمينى به گودى ده و اندى گز پديد مىآوردند و اين زيرزمين‌هاست كه در گرماى جانسوز تابستان پناهگاه مردم مىباشند . در برابر اين تخته سنگ است كه كارون به دو شاخه گرديده چنان كه گفته‌ايم شاخه‌اى به غرب پيچيده از شمال شهر روان مىشود و پس از مسافتى بار ديگر رو به جنوب مىگردد و شاخه ديگرى از جانب شرقى روان مىباشد . بايد دانست كه اصل گذرگاه رود همان است كه امروز گذرگاه شاخه شتيت مىباشد . شاخه شرقى را سپس با دست كنده و پديد آورده‌اند . دليل اين سخن گذشته از نگارش‌هاى مورخان كه كندن آن را به اردشير بابكان نسبت داده‌اند اينكه آن شاخه به مسافت يك چهار يك فرسخ تخته سنگ را شكافته از ميان آن مىگذرد و خود پيداست كه چنين كارى جز با كلنگ و بدست آدميان نمىتواند بود . بايد گفت زمانى بوده كه همه آب رود از يك گذرگاه روان بوده و از همان گذرگاه يكسر به دريا مىريخته و چون به علت ژرفى آن جز