تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
چيزى كه هست بنياد اين شادروان با كندن جوى مسرقان كه نام پيشين رود گرگر است يك كار بيش نمىتواند بود بىشك شادروان را جز به جهت رود مسرقان بنيان نگذارده‌اند . چه شادروان بندى بيش نيست و بند جز در برابر يك جوى سودمند نمىتواند بود از اينجا پيدا است كه پديد آورنده جوى مسرقان با بنياد گذارنده شادروان جز يكتن نبوده پس اينكه مورخان و جغرافىنگاران باستان آن را به نام اردشير و اين را بنام شاهپور نگاشته‌اند درست نمىتواند بود مگر بگوئيم كه كندن مسرقان را اردشير آغاز كرده ولى چون در زندگى او به انجام نرسيده ساختن شادروان كه بايستى پس از كنده شدن جوى آغاز شود به زمان پادشاهى شاپور بازمانده و اين كار را او به انجام رسانيده . اين نكته را هم بايد دانست كه در زمان ساسانيان و در قرن‌هاى نخستين اسلام شاخه شرقى كارون كه گفتيم در آن زمان « مسرقان » مىناميده‌اند چنان كه در كنار شوشتر از شاخه ديگر جدا مىشده تا آخر خاك خوزستان جداگانه به دريا مىريخته . بدينسان كه از كنار شرقى شوشتر و مياناب گذشته در هفت يا هشت فرسنگى به شهر معروف عسكر مكرم « 1 » رسيده و از ميان آن شهر گذر كرده به روستائى كه به نام خود آن رود « روستاى مسرقان » ناميده مىشده و داراى آبادىهاى فراوان بوده مىرسيده « 2 » و از آنجا نيز گذشته به برابر اهواز
هامش
( 1 ) . عسكر مكرم كه خود ايرانيان « لشكر مكرم » مىخوانده‌اند در آنجا بوده كه اكنون بند قير نهاده با شوشتر هفت يا هشت فرسخ فاصله داشته اينكه در تذكره آن را در يك فرسخى شوشتر مىگويد اشتباه است . ( 2 ) . اگر نوشته مستوفى را در نزهت القلوب استوار بدانيم شهركى هم به نام مسرقان در آن روستا برپا بوده .