جلوگيرى نمايند . اگر پادشاهى صفويان شكوه روز خود را از دست نداده بود در اين هنگام به آسانى مىتوانست ريشه مشعشعيان را از خوزستان براندازد ولى خود صفويان اين زمان حال مشعشعيان را داشتند و رشته كارها بدست كسانى چون شاه سليمان و شاه سلطان حسين افتاده و از پادشاه و فرمانروايى جز نام بازنمانده بود .
يكى از حوادث زمان سيد عليخان لشكركشى عثمانيان بر بصره و پراكنده شدن مردم بصره و جزاير و گريختن حسين پاشاديرى به ايران است كه در جاى ديگر اين داستان را خواهيم نگاشت .
هم در اين حادثه بود كه سيد نعمت اللّه جزايرى مولف زهر الربيع و كتابهاى ديگر كه نياى سادات جزاير خوزستان است از جزاير كوچيده به هويزه درآمد و از آنجا به شوشتر رفته در آنجا نشيمن گزيد . « 1 »
خاندان واختشو خان در شوشتر
در اينجا بايد اندكى از بخش شرقى خوزستان گفتگو نماييم چنان كه گفتيم از زمان شاه اسماعيل خوزستان به دو بخش گرديده بخش غربى با هويزه عربستان ناميده شده بار ديگر به خاندان مشعشعى واگذار شد . بخش شرقى با شهرهاى شوشتر و دزفول رامهرمز به نام خوزستان خود صفويان در دست گرفتند كه حاكم براى آنجا از دربار مىفرستادند .
در سال 1042 واختشو خان نامى از دربار شاه صفى به حكمرانى خوزستان ( بخش شرقى ) آمد و سى و هفت سال پياپى در اين كار پايدار بود و چون در سال 1078 بدرود زندگى گفت پسرش جانشين
هامش
( 1 ) . كتاب سيد على تذكره شوشتر مسودههاى جواهرى .