تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
سيد على خان به هويزه رفته به والىگرى پرداخت و او مرد كم‌آزار و نيكو مىبود ولى جربزه حكمرانى نداشت و اين بود كه كارها از سامان افتاده و مردم زبان به شكايت باز نمودند از كارهاى او اينكه پس از چند سال حكمرانى برادرش مولا جود اللّه كه در هويزه نزد او مىزيست ازو رنجيده به ميان آل فضول رفت و به دستيارى ايشان سپاهى آراسته بر سر هويزه آمد . سيد على خان چگونگى را براى پدر خلف نوشت . خلف تا نزديكىهاى هويزه آمده به سيد على پيغام داد كه به جنگ برادرت بيرون بيا و دليرى بكن كه فيروزى از تو خواهد بود از اين پيغام سيد على خان دليرى يافته به جنگ جود اللّه بيرون آمد و در كارزارى كه رويداد ناگهان تيرى به جود اللّه رسيده او را نابود ساخت و سپاهيان او شكست يافته پراكنده گرديدند . ولى چون اين خبر به مولا خلف رسيد با آنكه خود او سيد على را به جنگ برانگيخته بود ازو سخت برنجيد و سوار شده به خلف‌آباد رفت و در آنجا بود تا بدرود زندگى گفت . اما سيد على خان كارهاى او همچنان بىسامان و آشفته بود و پسران و كسان او به مردم آزار مىنمودند تا پس از سال‌هايى اعراب به ستوه آمده بهمدستى پسرش سيد حسين بر او شوريدند و او را از هويزه بيرون رانده سيد حسين را بجاى او به والىگرى برنشانيدند . و چون پيش از اين خبر نابسامانى كارهاى خوزستان به گوش شاه رسيده و او منوچهر خان حاكم لرستان را مأمور كرده بوده كه به هويزه آمده سيد على خان را روانه اصفهان سازد و خويشتن بجاى او بسامان كارهاى خوزستان پردازد در اين هنگام شورش اعراب برسيد على خان بود كه منوچهر خان به خوزستان رسيد نخست اعراب با وى
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 77 | احمد كسروى تبريزى