تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
قلعه بودند محصور ساخته‌اند « 1 » اما در اواخر آن سال عربها ميان خودشان جنگيده بسى ناتوان گرديدند و در ژانويه 1739 دسته كشتى ايران عربها را شكستى بسزاد داد و امير البحر آنان از انفجار قورخانه تلف گرديده « 2 » . « 3 » در مارس 1739 تقى خان بگامبرون برگشته اوامر قطعى يافته بود بجنگ عربها بپردازد و « حكم اكيد داشت كه مقسط را با خاك يكسان سازد » . مگر ممكن نبود در عمان اقداماتى بشود زيرا نخست تقى خان را پيش از آنكه سفر كند از گامبرون احضار كردند تا شورشى را كه در كهكيلويه برخاسته بود از ميان بردارد « 4 » و در اواخر آن سال كه شورش خاموش شده بود فرمانى از نادر به او رسيد كه با سپاهيان خشكى و دريايى خود بسند برود « 5 » . شكست اين لشكركشى بدانجا انجاميد كه نادر تقى خان را به نادر آباد طلبيد تا از رفتار خود توضيح بدهد « 6 » .
هامش
( 1 ) . ايضا ( 2 ) . ايضا ( 3 ) . مكتوب از گمبرون بلندن مورخ 31 مارس 11 آوريل 1739 ( در جلد 15 سجلات كارخانه ) ( 4 ) . مكتوب از گمبرون بلندن مورخ 15 مه و اين مضمون در آن در جست : « اميدواريم اين قضيه يا حادثه ديگر بيگلر بيگى را از باگشت و لشكركشى بر مقسط جلوگيرى كند زيرا بىگفتگو آن كشور بدبخت را نابود مىسازد » . ( 5 ) . تاريخ نادرى ص 311 و نيز كتاب آتر بخش دوم ص 17 را ببينيد . ( 6 ) . روزنامه گمبرون اشاره مىكند كه « در مورد اين لشكركشى كمال بدرفتارى و بيوقوفى بظهور رسيده بود » . نيز در تاريخ نادرى ص 214 را ببيند كه چندان آگاهى