تقى خان در آن هنگام بسى زار گرديده و مجبور گشت بجلفار برگردد مگر دستوپايى كند و برخى سپاهيان خود را گرد شهر صحار نهاد . « 1 »
در اين ميان ساخلوى ايرانى در بهله دوچار پريشانى گرديده عربها آنانرا محاصره كرده مجبور بتسليم ساختند ولى بيشترى از آنها كشته شدند « 2 » سپس ايرانيان كه گرد صحار بودند ناگزير شدند از محاصره دست كشيده بجلفار پس بروند .
در همان هنگام كه ايرانيان در عمان به اين تيرهبختيها گرفتار بودند كاركنان اسطول آنها نيز بنرسيدن حقوق و كمى آذوقه ناراضى و آزرده بودند و از اينرو بسى از آنها گريختند و آنهايى كه مانده بودند ديگر هيچ دل بجنگ نمىدادند .
نتيجه طبيعى از وضع همين بود كه عربهاى هواله و عمانيان به خليج دست يافتند و دزدى دريايى رواج يافت و تا چندى آذوقه ساخلوى ايران در جلفار بواسطه كشتيهاى انگليسى فرستاده مىشد در اوت 1738 كشتى شركت هندى « روز » نام را دو « غراب » عربى گرفته و افسران و دريانوردان را تهديد كردند كه اگر بار ديگر آذوقه براى ايرانيان بردند آنها را مىكشند « 3 » تقريبا در همان روزها عربها بر باسيدو ( باسعيدو ) كه در جزيره قشم است ناحيه شهر را تاراج و همه ايرانيان آنجا را نابود ساختند .
و نيز اخبار بدى از بحرين بگامبرون رسيد كه عربها ايرانيان را كه در
هامش
( 1 ) . ايضا 13 ژوليه 1738 .
( 2 ) . بدجو ص 144
( 3 ) . روزنامه گمبرون 26 ژوليه