كشتى بزرگى به او بدهند تا بر اسطول خود بيفزايد .
وكيل شركت انگليسى رشوه بزرگى به او داده و بدينسان از اعاده يك كشتى كه اجناس حمل كرده و مىخواست بهندوستان رهسپار گردد رهايى يافت .
آنگاه بيگلر بيگى به هلنديان روى آورده گفتگوى سختى ميان آنها دست داد ولى ننوشتهاند كه آيا سرانجام تقى خان توانست يكى از كشتيهاى آنها را بدست بياورد يا نه . « 1 »
در ژانويه 1738 تقى خان بهمراهى لطيف خان و خان لار و نزديك بشش هزار سپاه بجلفار رهسپار گشت . در ماه بعد خبر رسيد كه « بيگلر بيگى كه مىپنداشت امام را گول زده فرمانبردار خود مىسازد و بدينسان بر مسقط مستولى مىشود با لطيف خان منازعه كرده زيرا خان موصوف پادشاه را ازين مقصد آگاه نموده و از اينرو بيگلر بيگى مىترسد كه چندان پيشرفت نكند زيرا خودش سرباز نمىباشد » « 2 » اما بيگلر بيگى و دريا بيگى چندى آشتى كردند و با امام دست بهم داده و امام از عهده رعاياى نافرمانش برنيامده مجبور شده بود كه دوباره از ايرانيان ياورى بجويد - در ماه مارس 1738 قشونهاى متحدين باز العرب بن حميد را شكست داده و شهر بهله « 3 » و زوه را گرفتند و سپس
هامش
( 1 ) . نتوانستهام سجلات شركت هند شرقى هلندى را كنجكاوى بكنم .
( 2 ) . روزنامه گمبرون مورخ 2 فبروايه 1738 .
( 3 ) . بقول سليل بن رازق ( بدجوص 142 ) ايرانيان بهله را در 14 مارس و نزوه را هشت روز بعد گرفتند و اين مژده در 18 آوريل به گامبرون رسيده و براى احترام آن موقع شهر را آذين بستند - كتاب كيلين صفحه 529 جلد دوم را ببينيد - در نوامبر 1835 كه ولستد به نزوه رفت با روى آنجا را تماشا كرده مىگويد كه اهالى