و همراهانش در خشكى پيشرفت و بسروقت بالعرب بن حمير اليعربه شتافت و اين بالعرب با آنكه از خويشاوندان امام بود مكر سركردگى شورشيان را داشت - از آنسوى بالعرب نيز از نزوه كه در شمال بود پيش آمد در خليج السمينى نزديك بريمى كارزارى رخ داد و مخالفين پيروزى شايانى يافته نخست الجوف و سپس عبره را زير فرمان آوردند اما چون ميان لطيف خان و امام شكرآبى دست داده بود ؛ از پيشقدمى كوتاهى كردند و لطيفه خان چنين وامىنمود كه تمام آن كشور را مسخر ساخته و چندان روى خوشى به امام نشان نمىداد اين بود كه تا چندى همدستى امام و ايرانيان بهم خورد و لطيف خان بكامبون برگشته آنجا را براى احترام او آذين بستند و چراغان كردند .
تقى خان بيگلر بيگى فارس كه پيش از آن به كامبرون رسيده بود سپهسالارى را به عهده خود گرفت و از فرط بخل و اقتصادى كه داشت بسى دريانوردان را آزرده ساخت و چون اينها تنگدست و گرسنه بودند به دريا بيگى شكوه كردند و او وعده داد كه بمجرديكه بيگلر بيگى از آنجا برود آنها را آسوده مىسازد .
در تابستان و پاييز بنبرد نپرداختند و در ماه نوامبر كشتيهاى ايرانى را در كامبرون تعمير نمودند .
چنين به نظر مىآيد كه در آن هنگام نادر شاه فرمان سختى براى بيگلر بيگى فرستاد كه جنگ عمان را با كمال شدت بانجام رساند و از اينكه در آوريل گذشته بشخصه بسردارى لشكر نرفته بود او را سرزنش نمود .
تقى خان از اين توبيخ پادشاه بجنبش درآمده همه ملاحان انگليسى و هلندى را در كامبرون به كار گماشت و از هر دو شركت دركه
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 412
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤١٢