تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
عبارت از تسخير عمان بود - نادر بىگفتگو مىدانست كه تا هنگامى كه مسقط و ديگر بندرهاى ساحل عربى را بدست نياورد هيچ نبايد اميدوار باشد كه نيرو و بزرگوارى ايران را در خليج استوار كرده و برقرار بدارد . از خوشبختى نادر اينكه در سال 1736 گزارش عمان بسى به او كمك كرد . زيرا خوشگذرانىهاى امام سيف بن سلطان رعاياى او را كه بيشتر بكيش و آيين پابند بودند آزرده ساخته و اينها در آن سال شورش سختى كردند . سيف بيهوده كوشيد سربازان مزدور را از مكران آورده و بدست اينها آن شورش را ريشه‌كن سازد كار سيف تباه گرديد و بيم آن مىرفت كه ويرا از سياست بىبهره سازند و در آن پيشانى و نوميدى از نادر شاه يارى خواست و با اينكه نادر در آن هنگام بسى سرگرم و در كار بود كه تهيه لازم براى تركتازى بر افغانهاى غلزائى ببيند بارى زود از اين فرصت استاده نمود فرمان مؤكدى به محمد تقى خان شيرازى بيگلر بيگى فارس گسيل داشت كه دسته‌كشى و قشون تدارك كرده بعمان برود و هرچند چنين وانمود كه مىخواهد از امام تبه‌كار پشتيبانى كند اما راستى را مىخواست كشور او را زير نگين آورد . در ژانويه 1737 كه نماينده شركت هند شرقى در گامبرون از فكر نادر براى لشكركشى آگاه گشت باداره لندن خبر داد كه اميد است شاه نمىخواهد امام را گول بزند و مرزوبوم او را از آن خود بكند ولى مىترسد كه اين كوشش بجايى نرسد و تنها امام انتقام جزئى از ياغيان بكشد « 1 » .
هامش
( 1 ) . مكتوبيرا كه نماينده شركت هند شرقى در كمبرون بلندن نوشته و تاريخش