تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
« زدن » را كيفر شمرده « 1 » . نيز در جاهاى ديگر از جمله نامه‌اى كه به امير تورانشاه نامى نوشته و نسخه آن در كلام المهدى ديده مىشود يك جا احكام اسلام را پيش كشيده همه كيفرها را از روى حكم آن دين ياد مىكند . شگفتر از همه آنكه در آن نگارش خود كه از « چيرگى آينده » خبر مىدهد و كيفرها را ياد مىكند و چنان كه گفتيم كيفر نگاه كردن به زن بيگانه را نيز كشتن مىشمارد در جاى ديگرى از آن مىگويد هر كه به زن مرد نيكى نگاه كند چشم‌هاى او را مىكنم » . دانسته نيست كه اين كيفرهاى رنگارنگ چه علت داشته است . آنچه از سخن‌هاى مشعشع پيداست او از ناپاكى و آلوده‌كارىهاى اعراب بيابان‌نشين از اينكه آنان كوچه را ناپاك كرده و با پاى برهنه بر روى آن زمين‌هاى ناپاك راه مىرفته‌اند و پرواى آلودگى تن و رخت خود را نداشته‌اند سخت دلتنگ و آزرده بوده و بر دفع اين ناپروائى مىكوشيده و اين است كه در نوشته‌هاى خود اين موضوع را پياپى ياد مىكند و كيفرهاى سخت درباره اين ناپاكىها مىشمارد شايد تنها كار نيك سيد محمد اين كار بوده و چون براستى ناپاكى و آلوده‌كارى از بزرگترين عيب يك مردم است آن كيفرهاى سخت را نيز در اين‌باره نابجا نبايد دانست . ولى كيفرهاى ديگر بيشتر آنها نابجاست و اينكه مشعشع سزاى گناههاى كوچك را نيز كشتن مىدانسته خود دليل خونخوارى اوست .
هامش
( 1 ) . صفحه 29 اين كتاب