بالا از آنجا آمدند بالا از آنطرف جزيره كه سنگر حاجى جابر خان بود افتادند كنار شط هر يك در يكجا تا اينطرف كه ساخته . . . مشهور است تا آنجا كه آخر همه بود و از آنجا هم احتمال آمدن كشتى امرائى افتاده سوار و پياده حسينقلى خان بختيارى را آوردند اينطرف به قدر شصت هفتاد نفر از پياده آنها را ابو ابجمع محمد رحيمخان و محمد رضا خان كردند چونكه آنها هم يك برج خرابه به محمره را سنگر ساخته بودند و سه توپ چدن كه سوار غلطك بودند داشتند اين پياده را ابو بجمع آنها كردند كه حفظ و حرارست محمره را آنها بكنند به قدر شصت هفتاد نفر هم از پياده حسينقلى خان سپردند بميرزا حاجى باباى كمره كه برود در اينطرف مستحفظ بهم شير باشد بىتوپ و سنگر .
ديگر چونكه در اول كه سنگر آقا جانى خان را ساختند بشراكت فوج بهادران و كزاز هر دو بود بعد از آنكه سنگر ساخته شد و كشتى آمد نواب و الا چنان مصلخت دانستند كه فوج بهادران تنها باشد كه اگر شكستى بشود معلوم شود و كار هم كه به گردن يكنفر شد ايستادگى بهتر مىكند سنگر را به آقا جانى خان مرحوم سپردند و فوج كزاز را قرار دادند باشد اگر از هر طرفى كمك بخواهند بدهند فوج مهندس كزاز هم بود .
قبل از آنكه قشون جزيره از دو فرسخى بالا بيايد چهارصد نفر از فوج قديم كزاز با رجبخان ياور فرستادند بجزيره در مقابل محمره و سنگر بستند يكتوپ هم داشتند دهن توپ آنها روبسنگر فوج جديد فراهان بود از . . . به طرف آنها .
ميرزا حاجى بابا هم چند روز در آنجا توقف كردند ديدند ثمرى ندارد دوباره آمدند باردوى خود نواب و الا جاى اردوى نواب و الا در
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٢٦