تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
بود او هم بعضى جا هم بالمره خراب شده بود اين دو طرف اردو بود اينطرف ديگر كه طرف بيابان بود و طرف ديگر رو بمحمره بود قدرى خاك از بيرون كنده ريخته بودند قدرى از طرف اندرون از دو طرف كه ريخته بودند به قدر نيم ذرع بلندى خاك شده سر آن خاك را از شاخهاى نخل آورده راست راست نزديك بهم نشانده بودند ميان خاك به مثل اينكه سر ديوار باغ را به جهت محافظت باغ از رفتن روباه و جانور ديگر از سر شاخ درخت مىگذارند ؛ آنها هم اين قسم تفاوتى كه او با اين ديوارها دارد اين است كه اينها را پرتر و زيادتر مىگذارند و گل هم زيروروش مىگذارند كه از باد و باران محفوظ است اما او گل نداشت و از صدمه باد هروقت كه مىزد نصفش مىافتاد . اين دو سمت را اقدام كرده فوجهائى كه اين سمت بودند قسمت كرده بودند قراول دورهء كه بود از هر دو فوج كار آنها از سر صبح تا شام بنوبه اين بود كه هرچه از اين چوبها را باد يا مال كه مىانداخت آن قراولها همان ساعت در جاى خود نصب مىكردند بقسمى ما شاء اللّه از نظم و كفايتى كه اميرزاده داشت در مدت توقف محمره با آنهمه جمعيت و بادهاى پرزور كه مىآمد يك دفعه نشد كه دو تاى از آن چوبها افتاده باشد و قراول نصب نكرده باشد بجاى خودش شب و روز در راسته ديوار قراول مىگرديد و چشمش به ديوار و چوب بود . اما چنان بقاعده و نظام آن چوبها را نشانده بودند كه از راسته ديوار كه نگاه مىكردى مثل اين بود كه يك شاخ نخل است و از مقابل ديوار هم كه ملاحظه مىكردى بىتفاوت چنان نبود كه يكى فاصلش زياد باشد يكى كم چونكه بسركارى خود اميرزاده و باهتمام و استادى همه سركرده‌ها يعنى محمد مراد خان و علينقى خان چونكه سمت
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 316 | احمد كسروى تبريزى