تفحص و تجسس بالا و پائين جاى سنگرى براى علينقى خان و آقا جانى خان مشخص مىكنند و جايى هم براى سنگر محمد مراد خان اما جاى سنگر آقا جانى خان چه جايى بود يك كنجى بود پيش رفته در جايى كه دو شط بهم وصل مىشد و مىرفت در وقت مد آن جاى سنگر نمايان مىشد اما در وقت جزر كه آب بالا مىآمد يكذر عجاى سنگر را آب مىگرفت كه نه خاك داشت نه گل داشت نواب اميرزاده آنجا را براى سنگر مشخص فرمودند كه به قدر ده ذرع از شط دور بود در وقت مد آب در وقت جزر كه در ميان آب بود هرقدر ميرزا مهدى مهندس و حاجى جابر خان عرض كردند اينجا بدجايى است اقلا پنجاه ذرع اينطرفتر قرار بدهيد سنگر را بسازند كه خاك و گل براى ديوار سنگر باشد نواب اميرزاده قبول نفرمودند پنجاه ذرغ كه عقبتر سنگر را بستى تفاوت كلى بهم مىرساند قوت گلوله هم كم مىشود اينجا خوب است كه اگر كشتى بيايد چندان فاصله ندارد گلوله توپ خوب به كار مىخورد هرقدر اينها عرض كردند نواب اميرزاده قبول نفرمودند همانجا بناى سنگر ساختن را گذاشتند .
سنگر محمد مراد خان بفاصله پانصد قدم از سنگر آقا جانى خان و علينقى خان باينطرف كه سمت محمره باشد قلعه خرابه بود آنجا را براى سنگر محمد مراد خان مشخص كردند ميان او را آب نمىگرفت اما ديوارش را آب مىگرفت تا روزى كه سركار و الا خودشان تشريف آوردند تشريف بردند سر سنگرها باز ميرزا مهدى عرض كرد اينجا جايى است كه اين سنگر را ساختند هرگاه پنجاه ذرع آنطرفتر باشد بهتر است سركار و الا هم همان را فرمودند كه اميرزاده فرموده بود .
چند مرتبه ديگر هم براى اتمام حجت عرض كرد آخرش نواب
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٠٤