تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
شوم پدر بر پدر نمك‌پرورده دولت هستيم صاحب‌منصب و عزت و دولت شده‌ايم براى چنين روزى اگر امروز كوتاهى در خدمت كنيم مستحق انواع سياست و غضب پادشاهى هستيم عزت و منصب و دولت كه داريم بر پادشاه لازم است كه بگيرد به جهت اينكه پشت بدشمن پادشاه دين پناه كرده‌ايم موافق شرع مطهر زن بر ما حرام است كه پشت بدشمن دين و مذهب و ملت كرده‌ايم سرتيپ اين قسم عرض‌ها مىكرد . سركار نواب و الا هم مىفرمود البته همين قسم است كه مىگويى پس پادشاه دين‌پناه براى چه روز ما را مىخواهد سواى امروز كه يا دشمن پادشاه را بكشيم يا كشته شويم خداوند نكند آن روز را كه ما پشت بدشمن پادشاه كرده باشيم . بسيار از اين فرمايشات فرمودند و سرتيپ هم مطابق فرمايشات سركار نواب و الا از اين عرض‌ها مىكرد از خدمت نواب و الا مرخص شده بيرون آمديم مشغول كار درستى رفتن محمره و گرفتن فشنگ و سيورسات شديم . فردا دو ساعت از روز بالا آمده بنه سرباز راه افتاد بعد از رفتن بنه سرباز نظامى هم حاضر شد سركار نواب و الا تشريف آوردند پارهء از فرمايشات ديروز را باز سرتيپ و ساير صاحب‌منصبها و سربازها فرمودند آخرش آمدند كنار راه ايستادند و سرباز بقطار آمدند گذشتند از جلو سركار نواب و الا مراجعت كردند بسراپرده سرتيپ هم ماند عقب فوج‌ها رفتند ، چهار منزل هم از اهواز است تا محمره . روز پنج كه بيست و سوم جمادى الاول بود وارد شديم فوج‌ها كزّاز را باستقبال فرستادند فوجها وارد محمره شدند جاى فوج‌هاى ما را در