تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
بايستى ساليانه چهل هزار تومان به دولت بپردازد چنان كه در خوزستان مشهور است از مردم پنج و شش برابر آن را درمىيافته « 1 » آن همه نخلستان كه در خوزستان است شيخ از بخش عمده آنها كه ملك خود اوست دو پنجم بنام ماليات و يك پنجم بنام حق مالكى مىگرفت و از ديگر نخلستانها تنها دو پنجم ماليات را مىگرفت . كسانى كه در كارهاى شيخ دست داشته نيك مىدانند كه سالانه از اين رهگذر چه پول‌هايى به دست او مىآمد گفته‌اند در پاره سال‌ها از فروش خرما صد هزار ليره انگليسى يا بيشتر سود مىبرد خود شيخ روزى كه من نيز در نزد او بودم از انبوهى حاصل خرما سخنى به ميان آورده مىگفت : « در هندوستان مرا ملك التمر مىنامند » . نيز شيخ خزعل در محمره و آبادان و ناصرى فروش نان و گوشت و ديگر چيزهاى خوردنى را آزاد نگذاشته به ضمانت ( كنترات ) مىداد و از اين راه سالانه سود گزافى برمىداشت . چنان كه در سال آخر كونترات محمره به صد و بيست هزار تومان و كونترات آبادان به دويست و ده هزار تومان رسيده بود . در ناصرى تنها از ميزان كونترات گوشت آگاهى داريم كه به پانزده هزار تومان به چند تن عرب كربلايى واگذار كرده بودند . و اين شگفت‌تر كه در اين يك معامله صد و پنجاه ليره يكى از نزديكان شيخ و ششصد ليره يكى ديگر و هزار ليره يكى از پسران او رشوه گرفته بودند « 2 » روى هم رفته مىتوان گفت سالانه يك
هامش
( 1 ) . پارسال شيخ عوفى شيخ بىطرف در ناصرى به خانه من آمده بود فهرستى از ماليات عشيره خود نشان مىداد كه از روى آن خزعل آنچه كه از بابت بنى طرف به دولت مىداده يازده برابر آن را از آن عشيره مىگرفته . ( 2 ) . چون پس از درآمدن سپاهيان دولتى به خوزستان اين موضوع در عدليه