تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
بالا گرفته خودسران و گردنكشان سراسر گوشه‌هاى ايران فراگرفته بودند در آن هنگام شيخ خزعل خان سردار ارفع يكى از گردنكشان پرزور ايران بشمار مىرفت و سالها بود كه ماليات به دولت نمىپرداخت و كشتى جنگى و توپخانه تهيه نموده به پشتيبانى آنها خودسرانه فرمان مىراند و خود را « امير عربستان » مىخواند . در اين زمان بار ديگر خوزستان به دو بخش شده بخش عمده بزرگ آن يكسره در دست شيخ خزعل و در بخش ديگر هم اگرچه حكمرانى از تهران نشيمن مىگرفت ولى در نهان همه اختيار آنها سپرده شيخ بود . حكمرانى آبادان و محمره و فلاحيه و هويزه و اهواز و سرپرستى همه عشاير عرب همچنين سرپرستى ايلهاى لر كه در خوزستان نشيمن دارند از دولت سپرده به شيخ بود و آنگاه ماليات همه اين شهرها و آبادىها در كنترات او بود كه كسى را نرسيدى دخالتى در هيچكار آنجاها نبايد از اداره‌هاى دولتى جز تلگرافخانه و پستخانه و گمرك در ناصرى و محمره و كارگزارخانه و گمرك در محمره نبود . كوتاه سخن : همه اين زمين‌ها خوزستان از هندگان تا دامنه‌هاى پشتكوه و از كنار شط العرب تا نزديكىهاى شوشتر و دزفول كه بيش از دو سوم خاك خوزستان است همگى از آن شيخ گرديد در سراسر اين خاك او بر جان و مال مردم حكمرانى داشت مىتوان گفت كه پس از زمان شاه اسماعيل صفوى كسى را در خوزستان اين شكوه و نيرو دست نداده بود . در شوشتر و دزفول هم كه حكمران از تهران براى آنها فرستاده مىشد خود همه‌گونه اختيار بدست شيخ بود حكمران هم بايستى