تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
اين شگفت‌تر كه شيخ از يكدست با اين ستمگرىها سيم‌وزر مىاندوخته و مردم بينوا را به خاك سياه مىنشايده از دست ديگر دهش‌هاى بيجايى كرده آنچه را كه به ستمكارى بدست آورده به سياهكارى از دست مىداد يكى از كارهاى او رشوه دادن به حكمرانان خوزستان و ديگر كاركنان دولت بود كه با پول آنان را رام و هواخواه خود مىساخت . نيز به هر شاعرى يا شيخى كه خود را به او مىبست بخشش‌هاى بسيارى مىكرد از جمله سالانه هزارها ليره به عبد المسيح انطاكى و ديگر روزنامه‌نگاران مصر و عراق مىفرستاد كه در روزنامه‌ها و مجله‌هاى خود او را « امير عربستان » بنويسند . مبلغ گزافى به شعراى چاپلوسى و ياوه‌سرا و به سياحان دريوزه‌گرد عراق و شام و مصر و حجاز مىبخشيد كه در ميان عرب او را به نام « المحسن الكبير » مشهور گردانند . عبد المسيح در مصر چاپخانه‌اى بنام « المطبعة لخزعليه » بنياد گذارده مجله‌اى بنام « العمران » مىنوشت كه سراپاى آن ستايش شيخ خزعل بود در سال 1333 كه عبد المسيح نمانده بود پسر او فتح اللّه انطاكى تقويمى بنام « التقويم الخزعليه » چاپ كرده و بر روى آن زير عكس شيخ اين شعرها را نگاشته بود :
هذا هو الملك الذى فى عدل * نالت رعيته البشائر و النعم هذا الذى ساس الرعيه حازما * و مشى بها للرقى تحدوه الهمم بيمينه السيف الصئول على العدى * حتى اذا افناهم مسك القلم و يساره لليسر قد خلقت * و للسردار اقدس خزعل خلق الكرم
پيداست كه اين تقويم با پول شيخ چاپ يافته و در خوزستان هم خود او بود كه اين تقويم را به خانه‌ها بلكه به اداره‌هاى دولتى نيز