در اين هنگام شيخ خزعل خان بر آن مىكوشيد كه فلاحيه و آن نواحى نيز به دو سپرده شود و از آن سوى مريعى با دست كسانى كشته گرديد ميرزا على اصغر خان اتابك فرمان شيخى فلاحيه را نيز به نام شيخ خزعل خان از شاه گرفته براى او بفرستاد بدينسان شيخ بر همگى كعبيان خوزستان سرورى يافت و ماليات خود را يكسره به دولت مىپرداخت . ليكن مشايخ ديگر زيردست حاكم خوزستان بودند و او همه ساله سفرى به هويزه كرده در آنجا همگى مشايخ نزد او آمده ماليات يك ساله خود را مىپرداختند و او خلعتى فراخور هر يكى به ايشان مىبخشيد .
در سال 1324 مشايخ بنى طرف كه از شيخ هويزه جدا گرديده ماليات خود را جداگانه مىپرداختند نافرمانى آشكار ساخته از پرداخت ماليات بازايستادند . مظفر الدين شاه سالار معظم نامى را با سرباز توپخانه به خوزستان فرستاد و او نخست به شوشتر آمده كلانتريان را كه سردسته مردم اوباش بودند دستگير ساخت و كارهاى آن شهر و دزفول را به سامان آورده سپس با سپاه به اهواز رفته از آنجا آهنگ بنى طرف كرد شيخ خزعل خان هم پسر خود را با دستهاى از عرب همراه او فرستاد سالار معظم با آن سپاه به هويزه شتافته پس از جنگى بنى طرف را رام ساخت و مشايخ گردنكش را بيرون راند كسان ديگرى به جاى ايشان برگماشت و اين آخرين لشكركشى زمان قاجاريه به خوزستان مىباشد .
شيخ خزعل خان سردار اقدس
شيخ خزعل خان را بايد يكى از كسان بسيار هوشمند شمرد چه او