آذربايجان و گيلان و مازندران و استرآباد و خراسان ) از مظفر الدين شاه گرفت كه بيست هزار ليره نقد پرداخته و به همان اندازه سهم شركت براى دولت ايران بسپارد و گذشته از آنها از نفع خرج در رفته صدى شش بهره ايران باشد و مدت امتياز شصت سال است .
دارسى نخست در نزديكىهاى قصر شيرين به كار پرداخت ولى تا سال 1904 كه كار مىكرد چندان نتيجه به دست نيامده سيصد هزار ليره او به هدر رفت دارسى نااميد گرديده خواست امتياز خود را به چند كسى از پولداران آلمانى بفروشد اما اداره دريايى انگليس آگاهى يافته و به زيانهاى آن كار پى برده دارسى را از آن دادوستد بازداشت و در سال ديگر لور استراسكو نام شركت نفت بورمادست مستر دارسى را گرفته به سرمايه او شركت نمودند .
دارسى در خوزستان به كار پرداخته در آنجا نيز تا دير هنگامى سودى نديد . هم در جاييكه ميدان نفتون ناميده مىشود و امروز يكى از بزرگترين كانونهاى نفت است چاههايى كندند از اينجا نيز نتيجه به دست نيامد و در سال 1908 از لندن دستور فرستادند كه دست از كار كشيده شود . ولى هنگاميكه اين دستور از لندن مىرسيد كارگران هنوز كار مىكردند كه ناگهان آب سياهى در اهواز فوارهزن شده همگى ابزارهاى كارگران را در آن پيرامون به زير گرفت و نزديك بود كه خود كارگران را نيز خفه گرداند .
اين مژدهء پربها چون به لندن رسيد دارسى و شريكان را دل رفته به جاى بازماند . و بار ديگر به كار و كوشش برخاستند و سال آينده « شركت نفت انگليس و ايران » را برپا نمودند كه آن زمان سرمايه بيش از دو ميليون ليره نداشت ولى در سال 1914 دولت انگليس نيز از
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٤٠