تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
شكستن آب داريان تا نزديكىهاى بند قير كه آخر مياناب و هشت فرسخى شوشتر است مىرسيد و همگى آن زمين فارياب بود ولى پس از شكستن آن آب داريان تنها تا نزديكى در خزينه كه سه فرسخ و نيم فاصله از شوشتر دارد مىرسد و زمين‌هاى ديگر خشك و بىآب مىماند . نظام السلطنه كه بار ديگر در سال 1311 حكمران خوزستان گرديده و تا سال 1313 كه ناصر الدين شاه را كشتند در آنجا بود به ساختن شادروان و طاق‌هاى افتاده پل بسيار كوشيده و پول خرج كرد . ليكن كارى از پيش نبرد از آن هنگام سال به سال رخنه شادروان بيشتر گرديد و طاق‌هاى پل پياپى مىشكند و مىافتد و آنچه بازمانده در سال‌هاى اندكى پاك شكسته و خواهد افتاد .

كشته شدن مزعل خان و نشستن خزعل خان به جاى او

چنان كه گفتيم حاج جابر خان پسر داشت كه دومى آنان مزعل بود يكى ديگر از پسران او خزعل نام داشت كه چون كوچكتر از شيخ مزعل خان بود نزد او مىزيست . ولى مزعل با او رفتار بد مىنمود . چنان كه مىگويند در خرج هم با او سخت مىگرفت جهت اين كار آن بوده كه هنگامى خزعل با كسانى همدست شده قصد كشتن برادر را داشته و اين راز از پرده بيرون افتاده مزعل را به كينه و دشمنى برانگيخته بوده كسى چه داند كه آرزوى كشتن برادر را هم در دل خود نداشته و ترس رسوايى مانع مىشده ؟ شيخ خزعل خان پارسال در انجمنى در ناصرى كه من نيز بودم از آن روزهاى گذشته خود سخن رانده از جمله چنين مىگفت : « چندان
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 235 | احمد كسروى تبريزى