براى ايران بازنماند .
اين جنگ داستان درازى دارد و درخور آن است كه در كتاب جداگانه نگاشته شود . ما در اينجا تنها از يك بخش آن گفتگو داشته و به اختصار ياد خواهيم كرد .
در سال 1272 كه سلطان مراد ميرزا به فرمان ناصر الدين شاه هرات را با جنگ و خونريزى بگشاد انگليسيان كه از سالها به ايران در اين زمان باره در آزردگى داشتند و به آشفتگى كار اين كشور مىكوشيدند اين زمان دشمنى آشكار ساخته كشتىهاى جنگى خود را به خليج فارس فرستادند و به شهر بوشهر و آن پيرامونها دست يافتند دولت ايران هم به لشكركشى برخاسته به جنگ كشاكش پرداختند .
ولى چون به بندرهاى خوزستان نيز بيم هجوم مىرفت خانلر ميرزا كه گفتيم حكمران خوزستان بود از هر جا سرباز خواسته و خويشتن با پسرش ابراهيم ميرزا به محمره آمده لشكرگاه ساخت و در جزيرة الخضر و در آن سوى محمره در كنار شط سنگرها بنياد نهاده توپ در آنها بگذاشت .
كاپيتن هنت كه يكى از سركردگان انگليس در اين لشكركشىها بوشهر و محمره بوده كتابى درباره آنها نوشته كه اكنون در دست است نيز ياورى از سركردگان فوج فراهان كه در سپاه خانلر ميرزا بوده آنچه را كه ديده از آغاز تا انجام به رشته نگارش آورده و اين كتابچه او نيز در نزد ماست . آنچه از روى همرفته نگارشهاى هر دوى اينان برمىآيد سپاه ايران در دليرى و جنگجوئى پاى كمى از انگليسيان نداشتهاند و هرگز كوتاهى نمىنمودهاند . سنگرهائى كه بسته شده نيز به جا و استوار بوده . ليوتنان جنرال اوترم كه سپهسالار لشكر انگليس بوده
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢١٢