كعبيان در زمان حسين پاشا و پس از آن
چنان كه گفتيم كعبيان بستگان خاندان ديرى بودند و بنام آن خاندان قبان را در دست داشتند ولى پس از زمان شيخ بدر بن عثمان آگاهى از حال آنان نداريم تا در زمان داستان حسين پاشا شيخ فتح اللّه كعبى در مقالههاى خود شرحى نيز درباره خويشتن و كعبيان مىسرايد كه ما خلاصه گفتههاى او را در اينجا مىآوريم .
مىگويد : چون خبر گرفتن حسين پاشا به ما رسيد در آن هنگام من هم در قبان زادگاه خود بودم سخت غمناك گرديديم و ترس از تركان ما را فراگرفت . ناچار شديم كه از آنجا كوچ كنيم . اندكى از مالهاى خود را برداشته با زنان و فرزندان در كشتيها نشسته آهنگ بندر معشور نموديم .
سپس شرحى مىسرايد كه در راه كشتى ايشان به گل نشسته و به يك رشته سختىها دچار گرديدهاند چندانكه همه از جان و مال چشم پوشيدهاند مرگ را در برابر خود مىديدهاند . ليكن ناگهان كشتى از گل درآمده و بار ديگر راه افتاد .
پس از رسيدن به بندر معشور مىگويد چون تنگسالى بود مردم را مىديديم كه استخوانهاى كهنه را از اينجا و آنجا گرد آورده با مكيدن مغز آنها يا با مكيدن هستههاى كهنه خرما زندگى مىنمودند اين بود كه در آنجا نشيمن نتوانسته پس از چهل روز درنگ بار ديگر به قبان بازگشتيم .
چنان كه گفتهايم در آن زمانها دولت ترك را در جنوب عراق چندان نيرومندى نبود و اگر هم گاهى لشكر كشيده كارى انجام مىداد و نيرويى مىيافت پس از ديرى لشكر را بازگشت داده بار ديگر عراق را