تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
از اين جهت به دست‌اندازى او به يك شهرى از خوزستان هم اعتنا نكرده‌اند . بويژه كه افراسياب آنجا را از دست يك سركش ديگرى كه فرمانبردارى از دولت ايران نداشت درآورده بود . ليكن در آخرهاى زمان شاه عباس كه آن پادشاه بغداد و عراق را از عثمانيان برگرفته و امامقلى خان را با سپاه گرانى براى محاصره بصره و جنگ با على پاشا پسر افراسياب فرستاد در اين كشاكش قبان نيز در محاصره بوده . پيشواى كعبيان در اين زمان شيخ بدر بن عثمان بود و او چنان كه از كارهايش پيداست مرد دلير و جوانمردى بوده . سيد على مىنويسد چون كار محاصره بصره به درازا انجاميد و على پاشا از دور راندن سپاه ايران درماند و نزديكان او در نهان با امامقلى خان پيمان نهادند كه على پاشا را گرفته به او بسپارند و شهر را نيز بسپارند در همان هنگام نوميدى كسانى كه در بيرون بصره بودند و با امام قلى خان پيوسته بود پيغام نزد بدر فرستادند كه چون همه دست از ايستادگى برداشته‌اند تو نيز دست بردار و خود را به امامقلى خان بسپار ، بدر پيغام داد كه تا على پاشا هست من دست از هواخواهى او برنمىدارم و از جنگ باز نمىايستم . قضا را در همان هنگام كه على پاشا نيز نوميد گرديده در انديشهء گريختن بود ناگهان خبر مرگ شاه عباس رسيده سپاه ايران در هر كجا كه بودند شبانه كوچ كرده به درون ايران بازگشتند بدينسان على پاشا آسوده گرديده و به پاداش آن جوانمردى بدر نوازش‌ها با او نموده از جمله آن نزديكان خود را كه خيانت نموده با امامقلى خان پيمان نهانى بسته بودند دستگير نموده همه را دست‌بسته به قبان نزد بدر فرستاد