چون هميشه با راهزنى و دزدى و تاراج و كشتار بسر مىبردهاند و چه بسا كه راه حاجيان مىزدهاند از اينجا نامشان هميشه در تاريخها ديده مىشود . خود كلمه « خفاجه » با كلمه دزد هم معنى بوده كه به فرهنگهاى فارسى نيز درآمده .
در آخرهاى قرن ششم هجرى بنو خفاجه بر دو تيره بودهاند : يكى بنو كعب و ديگرى بنو حزن اين شگفت كه خليفه پاسبانى راهها را در عراق به اينان سپرده بوده گويا براى جلوگيرى از تاختوتاز و تاراج و دزدى ايشان چاره جز آن نديده بودند كه راهها را به خود آنان بسپارند . « 1 »
سپس گويا پيشوايان نيكوكار و خردمندى از ميان كعبيان برخاستهاند و آنان را از آن زشتكارىها بازداشتهاند . زيرا در قرنهاى ديرتر كه ما اين عشيره را درمىيابيم از آن زشتكارىها دور مىبينيم .
اما در آمدن كعبيان به خوزستان در اينباره نوشته آشكارى در دست نيست . آنچه ما از جستجو به دست آوردهايم اين است كه اينان در آغاز پادشاهى شاه عباس بزرگ در زمان حكمرانى افراسياب پاشا ديرى در بصره به خوزستان درآمدهاند . زيرا اين يقين است كه نخستين نشيمن كعبيان قبان و آبادىهاى پيرامون آن بوده و به نوشته شيخ فتح اللّه كعبى قبان از شهرهايى است كه افراسياب پاشا برگشوده و از آن خود كرده بود چون كعبيان از هواداران و نيكخواهان افراسياب پاشا و خاندان او بودهاند از روى همرفته اين چند مطلب آن نتيجه به دست مىآيد كه افراسياب چون قبان را برگشوده كعبيان را كه هواخواه و خود دستهاى از سپاهيان او بودند بدانجا كوچانيده كه هم اينان در يك
هامش
( 1 ) . برهان قاطع و ديگر فرهنگها ديده شود . سعدى در گلستان در داستان حج رفتن خود مىگويد : « ناگاه دزدان خفاجه بر كاروان زدند و پاك بردند . »