دست تو همچون سحاب است و زبان چون ذو الفقار * خاطرت درياى اخضر لفظ چون در ثمين
گرگ نازان و گرازان باشد اندر دشت و در * بخت او گردد نگون چون شير بگشايد كمين
آسمان خواهد كه همرنگ نگين او بود * ليك نتواند كه دارد آسمان زير نگين
الحكيم ابو العلاء حمزة بن على المجيرى
او از قصبهء فريومد بوده است ، نسبت او بلقب مجير الدولة الوزير باشد و او را « 1 » اشعار و قصايد بسيار است ، و از اشعار او اين دو بيت اثبات افتاد كه
دايم ز جهان مباش با ولولهء * وز محنت او مگوى با كس گلهء
كو مرحله ايست ما درو قافلهء * چه نيك و چه بد قافله را مرحلهء
حكيم تاج الحكماء الموفق بن مظفر « 2 » القوامى
هم از قصبهء فريومد است از شاگردان حكيم مجيرى ، و قصايد بسيار است قوامى را ، نسبت او بقوام الدين ابو القاسم الأنسابادى وزير عراق و خراسان باشد « 3 » ، و از اشعار او اين ابيات است
ز بهر زينت عالم همى گردون كمر بندد * عروس باغ و بستان را همى پيرايه بربندد
درخش از دو لب خندان همى بيجاده افشاند * سحاب از ديدهء گريان كنون عقد گهر بندد
ز بس كاين گونه گون ديبا همى در يكدگر « 4 » بافد * ز بس كان گونه گون لؤلؤ همى بر يكدگر « 5 » بندد
شكفته لالهء نعمان كنون چون لعبتى گردد * كه از بيجاده جامى را تهى بر فرق سر بندد
الحكيم يحيى بن محمد الضيائى الفريومدى
از اشعار او اين قصيده ديدم « 6 »
هامش
( 1 ) در ( نب ) بجاى اين كلمه اين عبارت نوشته شده است : و در فريومد او را اعقاب بوده است ، و امير فخر الدين محمود بن يمين از جانب والده از فرزندان او باشد ، زيرا كه امير فخر الدين عربشاه بن محمد الفريومدى دختر زادهء شمس الدين محمد المجيرى است ، دختر فخر الدين عربشاه عصمة الدين ياقوت خاتون والدهء امير فخر الدين محمود بن يمين طيب اللّه ثراهم است .
و حكيم ابو العلا را . . . . و اين عبارات بى شبهه از مصنف كتاب نيست ، چه ابن يمين صد و هشتاد و دو سال بعد از تاريخ تاليف اين كتاب وفات يافته است .
( 2 ) المظفر .
( 3 ) نص ، نسبت او بقوام الدين است ابو القاسم الانسابادى وزير عراق و خراسان .
( 4 ) نص ، بر يكدگر .
( 5 ) نص ، در يكدگر .
( 6 ) ديدم كه .